استقلال فرهنگی

هدف سایت استقلال فرهنگی هم افزایی در مهندسی فرهنگی جامعه

استقلال فرهنگی

هدف سایت استقلال فرهنگی هم افزایی در مهندسی فرهنگی جامعه

استقلال فرهنگی
امام خامنه ای:

من هم از مسائل فرهنگی نگرانم
و در این نگرانی نمایندگان محترم خبرگان
سهیم هستم.

دولت محترم باید به این موضوع توجه کند
و مسئولان فرهنگی نیز
باید توجه داشته باشند
که چه می کنند،

زیرا در مسائل فرهنگی
نمیتوان بی ملاحظه‌گی کرد.

مسئله فرهنگ مهم است

زیرا اساس ایستادگی
و حرکت نظام اسلامی،
مبتنی بر حفظ فرهنگ اسلامی و انقلابی
و تقویت جریان فرهنگی مؤمن و انقلابی است.

واقعاً همه باید قدر جوانان مؤمن و انقلابی را بدانند
زیرا همین جوانان هستند
که در روز خطر، سینه سپر می کنند.

کسانیکه به این جوانان با بدبینی نگاه می کنند
و تلاش دارند آنها را منزوی کنند،
به انقلاب و کشور خدمت نمی کنند.

البته این جوانان مؤمن و انقلابی
هیچگاه منزوی نخواهند شد.

مطالبی که گفته شد باید بصورت گفتمان
و باور عمومی درآید

که لازمه آن هم

تبیین منطقی و عالمانه این مسائل،

به دور از زیاده روی های گوناگون

و با زبان خوش است.

۱۳۹۲/۱۲/۱۵
leader.ir


---------------------


کانال استقلال فرهنگی
در سروش

http://sapp.ir/esteghlalefarhangi


و در تلگرام

https://telegram.me/culturalIndependence


وبسایت های متفاوت
کلمات کلیدی
آخرین نظرات شما

۱۸ مطلب با موضوع «مروری بر کارنامه در فضای مجازی(در حال آماده سازی) :: سایت استقلال فرهنگی» ثبت شده است

 

 

اهل قلم و  خرداد۱۴۰۰ 🇮🇷

دو چیز طیره عقلست دم فروبستن
به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشی

دیباچه گلستان سعدی


در بخشی  از این دیباچه فقط کافی است که جای اردیبهشت با خرداد عوض شود تا زبان حال اهل قلم فعال در یک ماهه  پیشا انتخابات ۱۴۰۰ باشد

مداد العلماء، چه کارها بکند اگر به اندازه و به موقع و با ظرافت باشد

 

✅سعدی علیه الرحمه می نویسد:

 

ایزد تعالی و تقدس خطهٔ پاک شیراز را به هیبت حاکمان عادل و همت عالمان عامل تا زمان قیامت در امان سلامت نگه داراد

اقلیم پارس را غم از آسیب دهر نیست
تا بر سرش بود چو تویی سایه خدا

امروز کس نشان ندهد در بسیط خاک
مانند آستان درت مأمن رضا

بر تست پاس خاطر بیچارگان و شکر
بر ما و بر خدای جهان آفرین جزا

یا رب ز باد فتنه نگهدار خاک پارس
چندان که خاک را بود و باد را بقا

یک شب (روز) تأمل ایام گذشته می کردم و بر عمر تلف کرده تأسف می خوردم و سنگ سراچه دل به الماس آب دیده می سفتم و این بیت ها مناسب حال خود می گفتم

 

هر دم از عمر می رود نفسی
چون نگه می‌کنم (می‌کنی) نمانده بسی

ای که پنجاه رفت و در خوابی
مگر این پنج روز دریابی

خجل آنکس که رفت و کار نساخت
کوس رحلت زدند و بار نساخت

خواب نوشین بامداد رحیل
باز دارد پیاده را ز سبیل

هر که آمد عمارتی نو ساخت
رفت و منزل به دیگری پرداخت

وان دگر پخت همچنین هوسی
وین عمارت بسر نبرد کسی

یار ناپایدار دوست مدار
دوستی را نشاید این غدّار

نیک و بد چون همی بباید مرد
خنک آنکس که گوی نیکی برد

برگ عیشی به گور خویش فرست
کس نیارد ز پس ز پیش فرست

عمر برف است و آفتاب تموز
اندکی ماند و خواجه غرّه هنوز

ای تهی دست رفته در بازار
ترسمت پرجزاوری دستار

هر که مزروع خود بخورد به خوید
وقت خرمنش خوشه باید چید

 

بعد از تأمل این معنی مصلحت چنان دیدم که در نشیمن عزلت نشینم و دامن صحبت فراهم (فراخود) چینم و دفتر از گفت های پریشان بشویم و من بعد پریشان نگویم

 

زبان بریده بکنجی نشسته صمٌّ بکمٌ
به از کسی که نباشد زبانش اندر حکم

 

تا یکی از دوستان که در کجاوه انیس من بود (بودی) و در حجره جلیس برسم قدیم از در در آمد چندانکه نشاط ملاعبت کرد و بساط مداعبت گسترد جوابش نگفتم و سر از زانوی تعبّد بر نگرفتم رنجیده نگه کرد و گفت

 

کنونت کهبقکان گفتار هست
بگو ای برادر به لطف و خوشی

که فردا چو پیک اجل در رسید
به حکم ضرورت زبان در کشی

 

کسی (یکی) از متعلقان منش بر حسب واقعه مطلع گردانید که فلان عزم کرده است و نیت جزم که بقیت عمر معتکف نشیند و خاموشی گزیند تو نیز اگر توانی سر خویش گیر و راه مجانبت پیش گفتا به عزت عظیم و صحبت قدیم که دم بر نیارم و قدم بر ندارم مگر آنگه که سخن گفته شود به (بر) عادت مألوف و طریق معروف (معهود) که آزردن دوستان جهلست وکفّارت یمین سهل و خلاف راه صوابست و نقص (عکس) (نقض) رای اولوالالباب ذوالفقار علی در نیام و زبان سعدی در کام

 

زبان در دهان ای خردمند (زبان در دهان خردمند) چیست
کلید در گنج صاحب هنر

چو در بسته باشد چه داند کسی
که جوهر فروشست یا پیله ور

اگر چه پیش خردمند خامشی ادبست
به وقت مصلحت آن به که در سخن کوشی

دو چیز طیره عقلست دم فروبستن
به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشی

 

فی الجمله زبان از مکالمه او در کشیدن قوّت نداشتم و روی از محاوره او گردانیدن مروّت ندانستم که یار موافق بود و ارادت صادق

 

چو جنگ آوری با کسی برستیز
که از وی گزیرت بود یا گریز

 

به حکم ضرورت سخن گفتم (گفتیم) و تفرج کنان بیرون رفتیم در فصل ربیع که صولت برد آرمیده بود و ایام دولت ورد رسیده

 

پیراهن برگ بر درخاموش
چون جامه عید نیکبختان

اول اردیبهشت ماه جلالی
بلبل گوینده بر منابر قضبان

بر گل سرخ از نم اوفتاده لآلی
همچو عرق بر عذار شاهد غضبانگری

را به بوستان با یکی از دوستان (شب در بوستان یکی از دوستان) اتفاق مبیت افتاد موضعی خوش و خرّم و درختان درهم گفتی که خرده مینا بر خاکش ریخته و عقد ثریا از تارکش (تاکش) آویخته (درآویخته)

 

روضةٌ ماءُ نهرِها سَلسال
دوحةٌ سَجعُ طیرِها موزون

آن پُر از لالهای (لاله‌های) رنگارنگ
وین پر از میوه‌های گوناگون

باد در سایهٔ درختانش
گسترانیده فرش بوقلمون

 

بامدادان که خاطر باز آمدن بر رای نشستن (که رای باز آمدن بر نشستن) غالب آمد دیدمش دامنی گل و ریحان و سنبل و ضیمران فراهم آورده و رغبت (عزم) (آهنگ رجوع) شهر کرده گفتم گل بستان را چنانکه دانی بقایی و عهد گلستان را وفایی نباشد و حکما گفته‌اند هر چه نپاید دلبستگی را نشاید (هر که نپاید دوستی را نشاید) گفتا طریق چیست گفتم برای نزهت ناظران و فسحت حاضران (خاطران) کتاب گلستان توانم تصنیف کردن که باد خزان را بر ورق او دست تطاول نباشد و گردش زمان (روزگار-ایام-آسمان) عیش ربیعش را به طیش خریف مبدل نکند

به چه کار آیدت ز گل طبقی
از گلستان من ببر ورقی

 

✅لطفا
این پیام را
به فعالان عرصه انتخابات۱۴۰۰
هدیه کنید
 که این مسیر
با اشارات سعدی شیرازی
 همچنان فرهیخته فعال
 می خواهد.
چرا که
 پارسیان
 به فرهنگشان فرهیخته اند 🇮🇷


با سپاس
علی حیدری شیرازی
سه شنبه اول تیرماه ۱۴۰۰


https://aliheidary.ir

وبسایت استقلال فرهنگی

 

........

ارتباط چهره به چهره
با خویشاوندان،
دوستان
و همکاران
بدون ذکر نام کاندید خاصی
و فقط به عشق وطن،
اولین گام در لبیک(1) است.

در فضای مجازی هم
هنگام چت و شبهه کلی نسبت به اصل انتخابات
 با سعه صدر و سخن نرم  
و احترام به مخاطب
به دغدغه هایش توجه کنیم
و‌ با دغدغه هایش همدردی کنیم
و سپس راه حل بین الملللی خرد جمعی
که انتخابات و پذیرش مسئولیت انتخاب های مان  است را
را گوشزد کنیم؛
تا جاییکه مخاطب هم  بپذیرد.


حالا نوبت انتخاب بهترین
 از بین ۷ داوطلب است.  

بعضیا در این مرحله
کاندید مورد نظر خود را به مخاطب حقنه می کنند!
این راهش نیست.

راهش مقایسه بی طرفانه
 بین رقبای جدی است.

البته ابتدا مقایسه ادعاهای هر مدعی
با عملکرد خودش تا ببینیم عیارش چقدر است

و سپس. مقایسه هر نامزد
 با رقبایش

 دقیقا مانند موقع ازدواج
 که یک نفر خواهان زیادی دارد(اینجا خواهان داوطلبان پست خدمت در سنگر ریاست قوه مجریه هستند).

  این روزا رأی ما مردم خواهان داره،
ما هم نیاز  به انتخاب یک نامزد برای خوشبختی و آرامش داریم.

بین خودمان و خدایمان،
خواستگاران را ورانداز می کنیم
و  فقط به بهترین شان بله می گوییم.

 در ازدواج یک بله
تکلیف یک زن و شوهر و نهایتا تا سه فرزند را روشن می کند(پنج نفر)

اما در انتخاب وکیل الرعا
یا یا مسؤول عمله های قانون(قوه مجریه قوانین کشور)
 سرنوشت ۴ سال خانواده بزرگ  ۸۵ میلیون هم وطن را
روشن می کنیم.

حالا شما بگید عدم اقدام به موقع
و عدم انتخاب درست؛
 یک دختر و پسر دم بخت را به چه سرنوشتی دچار می کنه؟!

 وطن نیز در مقیاس بزرگتر
همین سرنوشت را خواهد داشت..  

اگر یک نفر را به او وصل کردی تو سردار یاری،(2)

... اگر عاشقانه هوادار یاری،
 اگر مخلصانه گرفتار یاری
... اگر آبرو میگذاری به پایش،
 یقینا یقینا خریدار یاری

بگو چند جمعه گذشتی ز خوابت
چه اندازه در ندبه ها زاریاری

به شانه کشیدی غم سینه اش را
و یا چون بقیه تو سر بار یاری

اگر یک نفر را به او وصل کردی
برای سپاهش تو سردار یاری ...

وصل کردن اجباری نه در ازدواج و نه در انتخابات ممکن نیست،

 دلها را وصل کنیم
که این تکنیک اصلی لبیک فوری است.
به تقدیر شب قدرمان  هم
ایمان داشته باشیم
 که او
 در سوره مبارکه آل عمران آیه ۲۶ فرمود:

قُلِ

 اللَّهُمَّ مالِکَ المُلکِ
 تُؤتِی المُلکَ مَن تَشاءُ
 وَتَنزِعُ المُلکَ مِمَّن تَشاءُ

وَتُعِزُّ مَن تَشاءُ
 وَتُذِلُّ مَن تَشاءُ ۖ
 بِیَدِکَ الخَیرُ ۖ
إِنَّکَ عَلىٰ کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ﴿۲۶﴾

بگو:

«بارالها!
 مالک حکومتها تویی؛
به هر کس بخواهی، حکومت می‌بخشی؛
و از هر کس بخواهی، حکومت را می‌گیری؛

هر کس را بخواهی، عزت می‌دهی؛ و
 هر که را بخواهی خوار می‌کنی.

تمام خوبیها به دست توست؛
 تو بر هر چیزی قادری. (3)


.


پاورقی-------

1) لبیک به این ندای رهبر انقلاب اسلامی که در سالروز رحلت حضرت روح الله فرمودند: همه‌ی آحاد مردم، تک‌تک آحاد مردم خودشان را موظّف بدانند که علاوه بر اینکه در انتخابات شرکت میکنند دیگران را هم به شرکت در انتخابات دعوت کنند؛ این، تواصی به حق است: «وَ تَواصَوا بِالحَق»(۱۶) که در قرآن کریم هست؛ این، توصیه کردن به حق است؛ این وظیفه است و این کار را انجام بدهند؛ افراد خانواده، دوستان، همکاران، معاشرین، آحاد مردم و کسانی که با آنها سر و کار دارید را به [شرکت در انتخابات] دعوت کنید.۱۴۰۰/۰۳/۱۴
سخنرانی تلویزیونی به مناسبت سی‌ودومین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمه‌الله)

منبع:
https://farsi.khamenei.ir/newspart-index?tid=25950#94919


2) اشاره به  متن نوای زیبا و مهدوی علی فانی:
https://rasekhoon.net/media/show/691863/


3)3)منبع آیه و ترجمه
.https://farsi.khamenei.ir/newspart-index?sid=3&aya=26&npt=7

.

علی حیدری
دوشنبه، ۲۴ خرداد ۱۴۰۰

http://aliheidary.ir/

 

اگر موافقید تا روز جمعه انتخابات کپی و ارسال بفرمایید


http://aliheidary.ir.domains.blog.ir/post/Vasl


.

تکنیک◀️:

ذکر و شکر نعمت ها و قدرت های خدا در انقلاب اسلامی پاسخ وطن فروشان و افول کنندگان است.❗️

این که آدم در هر گفتگویی
 با چهار تا انقلت و شبهه و پرسش
بخواهد همه چیز را زیر سؤال ببره که کاری نداره.

 من هم الآن می توانم به زمین و زمان ایراد علمی بگیرم.
مثلا:
در علم پزشکی شک کنم. کرونا را خرافه بدانم،
 داروهاش را پر کردن جیب شرکت های داروسازی بدانم،
واکسن هم ببرم زیر سؤال
 و علیه واکسن بنویسم
 و بگم که بدن کسانی که واکسن زده اند آهن ربایی میشه پس من نمی زنم
و به کای منکر علم پزشکی بشم.

ولی کسی که
رنج سرفه های کرونایی و آبریزش کرونایی
و خس خس نفس آلوده به کرونا را چشیده
می فهمد که ویروس کرونا واقعیه.
وجود دارد
و باید باهاش جنگید. تا زنده ماند.

 ویروس شیطان هم همینه.
باید اول باورش کرد.

 کسی باورش می کنه که
 تو ساواک شاه جلو چشمش تخم پسرش را بکشند و او را اخته کنند(مثل ...)
کسی باور می کنه که جلو چشمش تو ساواک به دخترش تجاوز کنند (مثل ...)
 کسی باور می کنه که با دخترش در ساواک جلو چشمش چنین می کنند (مثل...)
و کسی باور می کند که سر بریده حاج عبد الله اسکندری شیرازی در سوریه را دیده باشه
تکه تکه شدن سردار دلها قهرمان بین المللی ایران در کنار فرودگاه بغداد را  دیده باشد
و جنایات منافقین را دیده باشه
و زندان های صدام ملعون را تجربه کرده باشد.

 از اول انقلاب یک روز ایران را راحت نگذاشته اند.
و تو همه این سختی ها که تحریمهاشون از همه بیشتر مردم را چزونده،
یه چیز خیلی امیدوار کننده است که
 هرجا خواستیم توانسته ایم کارهای بزرگ کنیم.
رساندن آب خلیج فارس با کرمان و یزد و خراسان جنوبی
و رساندن آب از دریای عمان به سیستان و بلوچستان کم کاری نیست.
تبدیل شدن ایران  از مصرف کننده بنزین
 به تولید کننده و حتی تا صادر کننده بنزین به آمریکای جنوبی در مقابل طلا و نه دلار
 این کار بسیار بزرگی است.
 رساندن گاز و اینترنت تا اقصی نقاط کشور و... از این قبیل ...

و به تازگی هم
 تبدیل شدن ایران به قطب تولید واکسن کرونا (برکت، پارس، فخرا و...)
که حتی از کشورهای اروپایی و آمریکا لاتین هم سفارش خرید داده اند
یعنی که ایران جدید خار چشم دشمنان شده است
 فقط باید مواظب بود که در داخل هم فرصت طلبها
دزدکی کشور را هاپولی نکنند.  

درک درست این چیزها
با ذهن باز و منصف ممکنه نه ذهنی که چشمش را روی خوبی ها ببنده.

خدا تو قرآنش
 از بنده هاش خواسته که
نعمت هایی که بهشون داده را به یاد بیارن.
و ناسپاسی نکنند.

و  قرآن خیلی سخت از ناسپاسان نام برده است
که اگه هرکه بداند،
با دقت بیشتری حرف می زند با می نویسد.
اگه دوست داشتیید بعضی از این آیات را کوتاه و مختصر براتون می فرستم.

سعدی شیرازی هم زمینه گفتن
در دیباچه گلستان به این نکنه اشاره کرده است که:

کنونت که امکان گفتار هست
بگو ای برادر به لطف و خوشی
که فردا چو پیک اجل در رسید
به حکم ضرورت زبان در کشی

  https://ganjoor.net/saadi/golestan/dibache/


گرچه در مورد شکر نعمت یا شکر قدرت مطلبی از مولوی در خور توجه است

شکر نعمت نعمتت افزون کند،
 کفر نعمت از کفت بیرون کند

 از مثنوی های معروف دفتر اول مثنوی معنوی است
که شاهکار و سروده ی مولانا جلال‌ الدین بلخی (معروف به مولانا ، مولوی یا رومی) است
که به صورت
 “شکر قدرت قدرتت افزون کند
 جبر نعمت از کفت بیرون کند”

نیز مطرح می شود.
 برخی بر این باورند که شکر نعمت، نعمتت افزون کند،

از آیه ۷ سوره ابراهیم در قرآن کریم گرفته شده است
که خداوند در این آیه فرموده است :

 “وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ ۖ وَلَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ” ،
 
یعنی : ” و یاد کن موقعى که اعلام فرمود پروردگار شما که هرآینه اگر شکر کردید،
 من براى شما زیاد مى‏کنم و هرآینه اگر کفران کردید، محققاً عذاب من شدید و سخت است.”

گفت شیر آری ولی رب العباد
 نردبانی پیش پای ما نهاد
پایه پایه رفت باید سوی بام
هست جبری بودن اینجا طمع خام
پای داری چون کنی خود را تو لنگ
 دست داری چون کنی پنهان تو چنگ
خواجه چون بیلی به دست بنده داد
 بی زبان معلوم شد او را مراد
دست همچون بیل اشارتهای اوست
 آخراندیشی عبارتهای اوست
چون اشارتهاش را بر جان نهی
 در وفای آن اشارت جان دهی
پس اشارتهای اسرارت دهد
 بار بر دارد ز تو کارت دهد
حاملی محمول گرداند ترا
 قابلی مقبول گرداند ترا
قابل امر ویی قایل شوی
 وصل جویی بعد از آن واصل شوی
سعی شکر نعمتش قدرت بود
 جبر تو انکار آن نعمت بود

“شکر نعمت نعمتت افزون کند،
 کفر نعمت از کفت بیرون کند
یا
 شکر قدرت قدرتت افزون کند
 جبر نعمت از کفت بیرون کند“

https://mojbaz.com/

 

منکران ایران جدید🇮🇷
 قدرت های رو به افول هستند🇺🇸
و بازنده این معرکه حق و باطل، وطن فروشان هستند؛ چه فیلسوف لامذهب شده باشد و چه عفریته های هزارداماد‼️

http://aliheidary.ir

 

دوشنبه, ۱۷ خرداد ۱۴۰۰،

rel=nofollow