استقلال فرهنگی

هدف سایت استقلال فرهنگی هم افزایی در مهندسی فرهنگی جامعه

استقلال فرهنگی

هدف سایت استقلال فرهنگی هم افزایی در مهندسی فرهنگی جامعه

استقلال فرهنگی
امام خامنه ای:

من هم از مسائل فرهنگی نگرانم
و در این نگرانی نمایندگان محترم خبرگان
سهیم هستم.

دولت محترم باید به این موضوع توجه کند
و مسئولان فرهنگی نیز
باید توجه داشته باشند
که چه می کنند،

زیرا در مسائل فرهنگی
نمیتوان بی ملاحظه‌گی کرد.

مسئله فرهنگ مهم است

زیرا اساس ایستادگی
و حرکت نظام اسلامی،
مبتنی بر حفظ فرهنگ اسلامی و انقلابی
و تقویت جریان فرهنگی مؤمن و انقلابی است.

واقعاً همه باید قدر جوانان مؤمن و انقلابی را بدانند
زیرا همین جوانان هستند
که در روز خطر، سینه سپر می کنند.

کسانیکه به این جوانان با بدبینی نگاه می کنند
و تلاش دارند آنها را منزوی کنند،
به انقلاب و کشور خدمت نمی کنند.

البته این جوانان مؤمن و انقلابی
هیچگاه منزوی نخواهند شد.

مطالبی که گفته شد باید بصورت گفتمان
و باور عمومی درآید

که لازمه آن هم

تبیین منطقی و عالمانه این مسائل،

به دور از زیاده روی های گوناگون

و با زبان خوش است.

۱۳۹۲/۱۲/۱۵
leader.ir


---------------------
@esteghlalefarhangi

وبسایت های متفاوت
کلمات کلیدی

قصه لیلی و مجنون شیرازی

قصه دنباله دار لیلی و مجنون شیرازی

در روزگار ما دغدغه فرستاده بزرگ خدا کدام است؟!

طبیب دوار بطبه

ساینا

استقلال در گرو خروج از غرب زدگی

شرق باید خود را بازیابد

من ستایشگر معلمی هستم که...

وبلاگ عمارفیلم شیراز اعلام کرد: پرونده آرگو باز است.

سردار شهید حاج محمود ستوده

پشت صحنه ی مستند عصر امام خمینی

سبک زندگی و تربیت غربی

پیام سرلشکر سلیمانی به امام مقاومت

پایان سیطره شجره خبیثه داعش

پایان داعش با پیام سرلشکر

امام مقاومت

دل آگاهی

روز هنر انقلاب اسلامی

گفتمان انقلاب اسلامی

رزمایش گفتمان ساز

جشنواره فیلم عمار۹۵

متدولوژی تولید علم توسط سید شریف

قال المصنف و قال الاستاذ و انا اقول

مجلس: سالروز آغاز امامت حضرت ولیعصر (عج) تعطیل

راهبردهای راهپیمایی اربعین

دروازه های قدس با پایداری باز می شود

رسانه ی ملی در رقابت با رسانه های سنتی با تنگنای شدید مالی

پروژه کشف راز حافظ

عضویت در گروه تلگرامی راز حافظ

شباهت ماهواره و شمر در شکار مخاطب

آخرین نظرات شما

-


آن هشت سال جنگ بایستی تاریخ ما را تغذیه کند.


قصه ی جنگ تحمیلی

از آن هشت سال جنگ باید استفاده کرد...

می خواهم بگویم که این یک گنج است.

آیا ما خواهیم توانست این گنج را

استخراج کنیم، یا نه؟


این هنر ماست

که بتوانیم استخراج کنیم.


 امام سجاد توانست همان چند ساعت گنج عاشورا را استخراج کند. امام باقر و ائمه‌ی بعد از ایشان هم استخراج کردند و آن‌چنان این چشمه‌ی جوشان را جاری نمودند که هنوز هم جاری است و همیشه هم در زندگی مردم منشأ خیر بوده، همیشه بیدار کرده، همیشه درس داده و یاد داده که چه کار باید کرد؛ الان هم همین‌طور است. الان هم هر کدام از ما، هر جمله‌یی از عبارات امام حسین را که برایمان مانده، میخوانیم، به یاد میآوریم و احساس میکنیم که روح تازه‌یی میگیریم و حرف تازه‌یی میفهمیم.

۱۳۷۰/۰۴/۲۵

بیانات امام خامنه ای


 در دیدار مسئولان دفتر هنر و ادبیات مقاومت

 

 

-

بیانات در دیدار مسئولان دفتر هنر و ادبیات مقاومت

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌
 
مطلبی که باید به برادران عرض کنم، بیش از همه چیز، همان مراتب تشکر خودم است. خیلی از حرفهایی که در ذهنم بود تا اگر یکوقت شما را دیدم، بگویم، در خلال گزارش آقای زم(۱) بود. معلوم میشود که خود شما بحمداللَّه به همه‌ی جوانب این قضایا توجه دارید. من همین اندازه از شما تشکر کنم که به این فکر افتادید و در این راه استقامت ورزیدید و آن سرمایه‌یی را که خدای متعال به شما داده، صمیمانه و بحق در این راه مصرف میکنید. هیچیک از این چیزهایی که ما داریم، متعلق به ما که نیست؛ متعلق به اوست و اراده‌ی ما هم باید در راه رضا و خواست او به کار رود. این سرمایه، چیز خیلی باارزشی است. من به عنوان برادر شما و یک مسلمان که نسبت به این مفاهیم احساس دلسوزی میکند و نسبت به این‌گونه مسایل خالی از دغدغه نیست، و همچنین به عنوان خواننده‌یی که از این نوشته‌ها میخواند و التذاذ معنوی می‌برد، از شما تشکر میکنم.         
 
همان‌طور که عرض کردم، تقریباً همه‌ی این کتابهایی که شما از «دفتر هنر و ادبیات مقاومت» منتشر کرده‌اید، خوانده‌ام و بعضی از آنها را بسیار فوق‌العاده یافته‌ام. همین «فرمانده‌ی من» که ذکر شد، از آن بخشهای بسیار برجسته‌ی این کار است. نفس این فکر، فکر مهمی است. آنچه هم که آن‌جا نوشته شده و عرضه گردیده - حالا یا شما نوشتید، یا خود آن افراد نوشتند و برای شما فرستادند و بعد ویراستاری شده - بسیار چیز برجسته‌یی است. من وقتی اینها را میخواندم، به این فکر میافتادم که اگر ما برای صدور مفاهیم انقلاب، همین جزوه‌ها و کتابها را منتشر بکنیم، کار کمی نکرده‌ایم؛ کار زیادی انجام گرفته است. البته ایشان(۲) مژده دادند که بحمداللَّه به فکر ترجمه‌ی اینها هم هستند. اینها بسیار باارزش است.    
 
جزوه‌یی هم به نام «مقتل» دیدم، که آن لحظه‌های حساس و تعیین‌کننده را شکافته بود؛ نقاطی که اصلاً مفاهیم اسلامی در آن‌جا خودش را نشان میدهد. در لشکرکشی - به عنوان کلان کار - چیزی از مفاهیم اسلامی دیده نمیشود. همه‌ی دنیا لشکرکشی میکنند، همه‌ی دنیا میجنگند، همه‌ی دنیا بالاخره یک روز میبرند و یک روز میبازند، همه گریز دارند، همه هم حمله و فداکاری دارند؛ اما آن‌جایی که بخصوص تفکر و روحیه و منش اسلامی خودش را مشخص میکند، جاهای خاصی است. آن‌جاها را جستن و روی آنها تکیه کردن و آنها را خوب بیان کردن، حقیقتاً کار برجسته و مهمی است. خوشبختانه کارهای شما از همین قبیل است.        
 
بله، من هم در این نگرانییی که اشاره کردند، با شما برادران شریکم و این دغدغه در ذهن من هست که فرهنگ جنگ و فرهنگ انقلاب و درحقیقت روحیه‌ی انقلاب - آن روحیه‌یی که در جنگ، میدانی برای رشد و بالندگی پیدا کرده بود - از بین برود. البته باید به خدای متعال توکل کرد و به آینده خوشبین بود؛ که من حقیقتاً به آینده خوشبینم و خیلی از افقها را خوب و روشن میبینم. به هر جهت، این دغدغه وجود دارد و راه زایل کردن آن هم این است که ما تلاش بکنیم؛ یعنی وقتی به قدر وسعمان تلاش کردیم، دیگر دغدغه‌یی نخواهیم داشت.  
اعتقادم این است که اگرچه جنگ به خودی خود موضوعیتی ندارد، اما عرصه‌ی بسیار مهمی برای بروز روحیه‌ی اسلامی و انقلابی و خصلتهای مسلمانىِ درست است؛ از این جهت بسیار ارزشمند است. از بودن آن‌چنان زمان و محیطی بایستی شکرگزار بود؛ از نبودنش باید آدم واقعاً متأسف باشد و غصه بخورد. اگرچه کسی از جنگ - از حیث جنگ - خوشش نمی‌آید، اما این روی دیگر سکه، چیز بسیار عظیمی برای ماست. ما حالا که دیگر جنگ نداریم و نمیخواهیم هم به دست خودمان یک جنگ درست کنیم که عرصه‌ی انقلاب بشود، لیکن آن هشت سال جنگ بایستی تاریخ ما را تغذیه کند. ما باید از آنچه که در این هشت سال جنگ اتفاق افتاده، آن روحیه‌ی مقاومت، آن روحیه‌ی فداکاری همراه با اخلاص - همانی که حقیقتاً در عرصه‌های جنگ ما وجود داشت - استفاده کنیم.           
 
آن‌جایی که نوشته‌های شما حاکی از اخلاص است، آن نقطه انسان را تکان میدهد. هر چیزی شما ارایه کنید که نشانگر اخلاص باشد، خیلی اهمیت دارد؛ والّا همه فداکاری میکنند؛ برای تعصب و خودنمایی هم فداکاری میکنند؛ خطر مرگ هم دارد. مثلاً خلبانی در یک مانور، جلوی چشم مردم چند معلق میزند و صدی پنجاه هم ممکن است سقوط کند؛ اما او این را برای خودنمایی قبول میکند. به خاطر خودنمایی، بیش از این را هم میکنند؛ مثلاً بعضی خودشان را آتش میزنند! اینها ارزشی ندارد. آن‌جایی که کار با اخلاص همراه است، یعنی انسان فقط برای خاطر خدا و برای انجام وظیفه‌ی الهی کاری را انجام میدهد، آن صفا و درخشندگی این را دارد. در نشان دادن این نقطه‌ها و جاری کردن این روحیه در طول و امتداد تاریخ ما، باید خیلی تلاش کرد؛ از آن هشت سال جنگ باید استفاده کرد. 
از اول تا آخر حادثه‌ی عاشورا، به یک معنا نصف روز بوده؛ به یک معنا دو شبانه روز بوده؛ به یک معنا هم هفت، هشت روز بوده؛ بیشتر از این‌که نبوده است. از روزی که امام حسین وارد سرزمین کربلا شد، تا روزی که از خاندان خود جداگردید، مگر چند روز بوده است؟ از روز دوم تا یازدهم محرّم، هشت، نه روز بوده؛ خود آن حادثه هم که نصف روز است. شما ببینید این نصف روز حادثه، چه‌قدر در تاریخ ما برکت کرده و تا امروز هم زنده و الهامبخش است. این حادثه فقط این نیست که آن را بخوانند و بگویند و مردم خوششان بیاید یا متأثر عاطفی بشوند؛ نخیر، منشأ برکات و حرکت است. این، در انقلاب و جنگ و گذشته‌ی تاریخ ما محسوس بوده است. در تاریخ تشیع، بلکه در تاریخ انقلابهای ضد ظلم در اسلام - ولو از طرف غیرشیعیان - حادثه‌ی کربلا به صورت درخشان و نمایان اثربخش بوده؛ شاید در غیر محیط اسلامی هم اثربخش بوده است. در تاریخ خود ما - یعنی در این هزاروسیصد، چهارصد سال - همان نصف روز حادثه اثر کرده است. پس، عجیب و بعید نیست. ما اگر نخواهیم هشت سال جنگ خودمان را با آن هشت، نه ساعت عاشورای امام حسین مقایسه کنیم، یا آن را خیلی درخشانتر بدانیم - که واقعاً هم همین است؛ یعنی من هیچ حادثه‌یی را در تاریخ نمیشناسم که با فداکاری آن نصف روز قابل مقایسه باشد؛ همه چیز کوچکتر از آن است - لیکن بالاخره طرحی از آن، یا نمی از آن یم است  .چرا ما فکر نکنیم که در داخل جامعه‌ی ما، برای سالهای متمادی میتواند منشأ اثر باشد؟    
 
همیشه این نکته در ذهنم بوده که حادثه‌ی دوم فروردین - حادثه‌ی مدرسه‌ی فیضیه - در مقابل حادثه‌ی پانزده خرداد، حادثه‌ی کوچکی بود؛ اصلاً قابل مقایسه با آن نبود. حادثه از یک ساعت یا دو ساعت به غروب شروع شد، تا یک ساعت بعد از شب ادامه داشت؛ یعنی سه، چهار ساعت به صورت شدید طلبه‌ها را در محیط مدرسه‌ی فیضیه کتک زدند و تهدید و اهانت کردند، و به صورت رقیقترش تقریباً در خیابانهای اصلی قم آنها را زیر فشار قرار دادند. تا آن‌جایی هم که ما اطلاع داشتیم، گمانم یکی، دو نفر در آن حادثه کشته شدند و البته عده‌ی زیادتری هم مجروح گردیدند. بنابراین، حادثه ابعاد خیلی زیادی نداشت. امام توانست آن حادثه را برای به حرکت درآوردن همه‌ی ملت ایران مورد استفاده قرار دهد. پانزده خرداد را که امام به وجود نیاورد - در این روز امام در زندان بود - پانزده خرداد یک حادثه‌ی خودجوش بود. پانزده خرداد، محصول حرکتی بود که امام در دوم فروردین به وجود آورد. من در همان سال، این نکته را به امام عرض کردم. نزدیک عید سال ۴۳ بود که من از زندان آزاد شده بودم و توانستم با تدبیری خدمت امام - که آن‌وقت در خانه‌یی در قیطریه بودند - بروم. من در همان چند لحظه‌یی که توانستم خدمت ایشان بروم و دستشان را ببوسم و با آن حال منقلبی که از دیدنشان داشتم، چند کلمه با ایشان حرف بزنم، همین مطلب را عرض کردم. گفتم نبودن شما در بیرون، موجب شد که پانزده خرداد با این عظمت، نتواند مورد استفاده قرار بگیرد. یعنی امثال ماها که در بیرون بودند، نتوانستند عشری از اعشار استفاده‌یی را که امام از دوم فروردین کرد، از پانزده خرداد بکنند؛ درحالیکه پانزده خرداد کانون عظیمی بود. بعد هم که امام بیرون آمدند و تبعید شدند، اشاره‌ها و حرفهای ایشان در هشیار کردن و زنده کردن روحیه‌ی مبارزه در مردم و به خط آوردن جوانان، پانزده خرداد را آن‌چنان منشأ برکت کرد که در آن مدت مثلاً یک سال یا هشت، نه ماهی که امام نبودند و این حادثه با آن جوش و خروش اتفاق افتاده بود، هیچ‌کس نتوانسته بود از آن حادثه چنین استفاده‌یی بکند.
 
میخواهم بگویم که این یک گنج است. آیا ما خواهیم توانست این گنج را استخراج کنیم، یا نه؟ این هنر ماست که بتوانیم استخراج کنیم. امام سجاد توانست همان چند ساعت گنج عاشورا را استخراج کند. امام باقر و ائمه‌ی بعد از ایشان هم استخراج کردند و آن‌چنان این چشمه‌ی جوشان را جاری نمودند که هنوز هم جاری است و همیشه هم در زندگی مردم منشأ خیر بوده، همیشه بیدار کرده، همیشه درس داده و یاد داده که چه کار باید کرد؛ الان هم همین‌طور است. الان هم هر کدام از ما، هر جمله‌یی از عبارات امام حسین را که برایمان مانده، میخوانیم، به یاد میآوریم و احساس میکنیم که روح تازه‌یی میگیریم و حرف تازه‌یی میفهمیم. 
 

البته در این‌جاها معنای حرف تازه فهمیدن، مثل فرمول کشف‌نشده‌یی نیست که آن را کشف میکنیم؛ نه، صد بار هم شنیده‌ایم. آدم در لحظه‌یی از لحظات حقیقتی را درک میکند، بعد غفلتی می‌آید و همانی که درک کرده است، از ذهنش میرود؛ طبیعت انسان این‌طوری است. لذا این فکر مستمری که ما احتیاج داریم بکنیم، این تذکر مستمری که ما احتیاج داریم بشنویم، برای این است که آن لحظه‌های فهم و معرفت و افروختگی ذهن و روح استمرار پیدا کند و انسان حالت بسط داشته باشد.
 
این قبض و بسطی که عرفا میگویند، یک واقعیت است. انسان گاهی قبض دارد، اصلاً گرفته و بسته است، همه‌ی حقایق هم جلوی اوست؛ اما از آن حقایق و معارف، ترشحی به او نمیشود. گاهی هم انسان باز و مبسوط است و همه‌ی شعاعها و انوار به او میتابد. در آن لحظه، انسان گاهی مثل خورشید نور میدهد. خود انسان هم نورانیت خویش را احساس میکند. انسان بایستی این لحظه‌ها را در کلمات و فرمایشهای امام حسین(ع) جستجو کند و برای خودش به وجود بیاورد. این کلمات، چنان لحظه‌هایی را در انسان ایجاد میکند.       
 
ما در این هشت سال فداکاری داشتیم؛ شوخی که نیست. همین برادران جانباز و آزاده‌یی را که ملاحظه میکنید، هر حادثه‌یی که برایشان اتفاق افتاده، و هر تجربه‌ی مخلصانه‌یی که اینها یا خودشان نشان دادند یا در دیگری دیدند، به نظر من کافی است تا انسانهایی را هدایت کند. این حادثه‌ها و تجربه‌ها، ماها را واقعاً هدایت میکند.  
 
من کتابهایی را که میخوانم، معمولاً پشتش یادداشت یا تقریظی مینویسم؛ یعنی اگر چیزی به ذهنم آمده، پشت آن یادداشت میکنم. این کتاب «فرمانده‌ی من» را که خواندم، بیاختیار پشتش بخشی از زیارتنامه را نوشتم: «السّلام علیکم یا اولیاءاللَّه و احبّائه» (۳). واقعاً دیدم که در مقابل این عظمتها انسان احساس حقارت میکند. من وقتی این شکوه را در این کتاب دیدم، در نفس خودم حقیقتاً احساس حقارت کردم.         
  
چه کسی میتواند این شکوه را به ما نشان بدهد؟ این شکوه وجود دارد، ولی یک نفر باید آن را به ما نشان بدهد. او، چه کسی است؟ او، شمایید. یعنی اگر شما قدر خودتان را بدانید، میتوانید حامل آن‌چنان نورانیتی باشید که انسانها را تکان میدهد. آن‌طور حقایق واقعاً ماها را منقلب میکند. آن حقیقت اتفاق افتاد و یک لحظه از بین رفت. البته در ملکوت باقی است؛ اما در عالم ناسوت و در مادّیت و حساب زمان و مکان ما، در یک لحظه حادثه‌یی اتفاق افتاد و تمام شد و رفت. چه چیزی میتواند این حادثه را ماندگار کند؟ چه چیزی میتواند آن را به گونه‌یی که حتّی چشم عادی در حضور نمیبیند، در غیاب آن حادثه، به دل و بصیرت انسان تفهیم بکند؟ آن، هنر است. هنر این نقش را دارد و میتواند این کار را انجام بدهد. 
 
من حوادثی را به چشم خودم دیده‌ام که شاید چشم مادّی نتوانسته آنها را درک کند؛ اما بعد که شما هنرمندان آنها را به نگارش درمیآورید، یا در قالب نمایش نشان میدهید و یا به زبان قصه بیان میکنید، من آن حوادث را که بازبینی میکنم، میبینم عجب حوادثی بوده است؛ تازه شروع به فهمیدن آن میکنم. لذا به نظر من، نقش هنرمند مسلمان، نقش فوق‌العاده برجسته‌یی است.
 
متأسفانه میدان هنر هنوز دست شماها نیست. یکی از معجزات انقلاب، پرورش هنرمندان و روایتگران تاریخ انقلاب است .بحمداللَّه تعدادی هم هستید، اما کسانی هم هستند که از لحاظ عِده و عُده بر شما ترجیح دارند، از شما جلویند و امکانات در اختیارشان است؛ بعضیشان از لحاظ هنری هم سرشارند، اما ثروتی در خدمت بیگانگان، و تیغی در دست دشمنانند. انسان معمولاً خودش را در مقابل هنرمند کوچک احساس میکند. من خودم وقتی هنرمندان را نگاه میکنم، میبینم که جایگاه رفیعی در مقابلم دارند؛ اما آن هنرمندانی که هنرشان در خدمت بیگانگان است، هرچند هنرشان هم بالاست و بعضیشان از لحاظ هنری بسیار برجسته‌اند، ولی من در هنری که آنها دارند، ارزشی حس نمیکنم.      
 
پول و ثروت و قوّت بازو و زبان گویا و بقیه‌ی ثروتهایی که در خدمت حق و انسانها و راستی و درستی نباشد، چه ارزشی دارد؟ ارزشی ندارد. الان علم در خدمت سلاحهای اتمی و در دست اسرائیل است. آیا این ارزشمند است؟ نخیر، هیچ ارزشی ندارد. ارزش این چیزها نسبی است. ارزش مطلق، متعلق به اینها نیست. البته چیزهای ارزشمند مطلق وجود دارد. اصلاً مبانی ادیان، مطلق کردن ارزشهای صحیح و راستین است؛ منتها علم و صنعت و تکنولوژی، از آن ارزشهای مطلق نیست؛ تا در کجا به کار برود، تا در دست چه کسی باشد، تا از آن چگونه استفاده بشود؛ هنر هم از این قبیل است.    
 
اگر شما عِده و عُده‌تان هم در مقابل خیل هنرمندان آن‌چنانی کمتر باشد، درعین‌حال ارزشتان به مراتب از آنها بالاتر و بیشتر است؛ اگرچه من فکر میکنم که عِده‌تان را هم نمیشناسم. در این زمینه، اگر لازم دانستید که بعد مطلبی را به من بگویید، بگویید. همین الان، از آن نامه‌ی مفصلی که آقایان نسبت به من اظهار محبت کرده بودند و یک ستون از هنرمندان اسمشان در پایین نامه درج شده بود، یادم آمد. اگرچه من خیلی از اسمها را نمیشناختم، اما خیلی بودند. ما یقیناً نیروهای خوب هم زیاد داریم؛ باید اینها را بشناسیم. آن اوایل انقلاب، بعضیها میگفتند که قحط الرجال است؛ ما میگفتیم که جهل‌الرجال است. واقعش این است که ما شخصیتها را نمیشناسیم. 
 
به‌هرحال، کارتان، کار مهمی است. من همین را خواستم عرض بکنم که بدانید؛ اگرچه شماها میدانید. باید هم در این خط و در این صراط، با همت و تلاش بیشتر، با کوچک دیدن مشکلات و بلند برداشتن قدمها، با دور دیدن اهداف، با استمداد از خدای متعال و داشتن اخلاص - که اساس قضیه، همین اخلاص است - ان‌شاءاللَّه راه را ادامه بدهید. ما هم - همان‌طور که عرض کردم - واقعاً به شماها دعا میکنیم که خدا توفیقتان بدهد و کمکتان کند. از این‌که الحمدللَّه این جریان طیب و طاهر در داخل جامعه‌ی ما هست، خوشحالیم و خدا خدا میکنیم که هرچه بیشتر شماها موفق و دلگرم بشوید و دستتان گرمتر به طرف کارهای اساسی و خوب برود و با کمک خدا ان‌شاءاللَّه موانع را بردارید. ان‌شاءاللَّه آقایان موفق و مؤید باشند. سلام من را به برادرانی که در شهرستانها هستند و در این جلسه حضور ندارند، برسانید.  
 
والسّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته‌    
 
 
 
 
 
 
 
۱) مسؤول حوزه‌ی هنری سازمان تبلیغات اسلامی        
 
۲) حجةالاسلام زم‌
 
۳) مفاتیح‌الجنان، زیارت وارث‌

منبع بیانات:

http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2475

 

-



-منبع:

aviny.com

 


فتح خون - روایت شهید آوینی از محرم

از منبعی دیگر(لوح نرم افزار سید شهیدان اهل قلم تولید معاونت پژوهش و ارتباطات فرهنگی بنیاد شهید و امورایثارگران:

راوی

فجر صادق دمید و مؤذن آسمانی در میان زمین و آسمان ندا در داد : سبوح قدوس رب الملائکه و الروح . امام به نماز فجر ایستاد و اصحاب به او اقتدا کردند و ظاهر و باطن و اول و آخر به هم پیوست . میان ظاهر و باطن وادی حیرتی است که عقل در آن سرگردان است . تن در دنیاست و جان در آخرت ؛ این یک به سوی خاک می کشاند و آن یک به سوی آسمان ، و چشم حس ظاهر بین است .

در میان لشکر عمر سعد نیز بسیارند کسانی که به نماز ایستاده اند . وا اسفا ! چگونه باید به آنان فهماند که این نماز را سودی نیست اکنون که تو با باطن قبله سر چنگ گرفته ای ؟ وا اسفا ! چگونه باید این جماعت را از بادیه وهم میان ظاهر و باطن رهاند ؟ امام باطن قبله است و نماز را باید به سوی قبله گزارد . آیا هیچ عاقلی پشت به قبله نماز می گزارد ؟

نماز آن گاه نماز است که میان ظاهر و باطن جمع شود واگرنه ، مقتدای آن نماز که در لشکر یزید بخوانند شیطان است . اسلام لباسی نیست که با پیکر جاهلیت جفت بیاید ، اما اینجا دنیاست و بادیه وهم میان ظاهر و باطن فاصله انداخته است . شیطان جاهلان متنسک را با نماز می فریبد . در اینجاست که ائمه کفر همواره از پیراهن عثمان علم جنگ با علی (ع) می سازند . اگر آنان پرده از مطامع دنیایی خویش بر می داشتند که ای خیل انبوه با آنان همراه نمی شد . جاهلیت ریشه در باطن دارد و اگر نبود کویر مرده دل های جاهلی ، شجره خبیثه بنی امیه کجا می توانست سایه جهنمی حاکمیت خویش را بر جامعه اسلام بگستراند ؟

امام (ع) بعد از اقامه نماز ، روی به اصحاب خویش کرد و فرمود : «ان الله تعالی اذن فی قتلکم و قتلی فی هذا الیوم فعلیکم بالصبر و القتال … - امروز خداوند به قتل شما و من اذن داده است؛ پس بر شماست صبر و قتال … صبر ، ای بزرگ زادگان ، ]چرا [ که مرگ نیست جز گذرگاهی که شما را از سختی و شدت و رنج ، به بهشت های وسیع و نعمت های دائم می رساند . کیست که نخواهد از زندانی تنگ به کاخی بزرگ منتقل شود ؟ و اگر چه مرگ بر دشمنان شما آن گونه است که کسی از کاخی وسیع به زندانی تنگ انتقال یابد . پدرم از رسول الله مرا حدیث گفته است که : … الدنیا سجن المؤمن و جنه الکافر – دنیا زندان مؤمن و بهشت کافر است ، و مراگ پلی است که آنان را به بهشتشان می رساند و اینان را به جهنمشان .«

صبحگاه ، چون شب به تمامی برچیده شد و انبوه لشکریان عمر سعد که نظم گرفته بودند تا به سراپرده آل الله حمله برند ظاهر شد ، امام دست به آسمان بر داشت و گفت : «الهی ، تویی که در دلتنگی ها تنها به تو روی می آورم و تویی که در شداید تنها به تو امید می بندم و تویی که در آنچه بر من نازل می شود ، پشتوانه و سلاح من بوده ای . چه بسیار روی نمود همومی که قلب در آن به ضعف می گراید و حیله بریده می شود و دوست کناره می گیرد و دشمن زبان به شماتت می گشاید ، و من با اشتیاقی که مرا از غیر تو باز می داشت ، کار را به واگذار کردم و شکوه پیش تو آوردم و تو آن غصه ها را زدودی و گره از کار فرو بسته من گشودی و مرا کفایت کردی . پس تویی ولی همه نعمت ها و منتهای همه رغبت ها .«

سخنان امام و یارانش ، پیش از آغاز جنگ ، نسیمی بهاری است که بر دیار مردگان می وزد شاید در آن میان هنوز هم باشند خفتگان نیمه جانی که به خواب زمستانی فرو رفته اند :

»ای مردم ! گفتار مرا بشنوید و شتاب نکنید تا شما را موعظه کنم ، که این حق شما بر عهده من است، و تا آنکه عذر خویش را بیان کنم . پس اگر درباره من جانب انصاف گرفتید که سعادتمند شده اید و اگر نه ، رأی خود و شرکای خویش را بر هم نهید و آن کاه که دیگر نشانی از تردید در خود نیافتید ، بی درنگ به من بپردازید و کار را یکسره کنید و بدانید که ولی من خدایی است که قرآن را نازل کرده و صالحین را در کنف ولایت خویش می گیرد . «

و چون سخن امام به اینجا رسید ، صدای اهل حرم که گوش سپرده بودند ، به شیون بلند شد …

»ای زنان و دختران بنی الهاشم ، آرام باشید که گریه بسیاری در پیش خواهید داشت ، تا آنجا که چشمه های اشک بخشکد و جز خون در حدقه چشم ، نگردد . »

»ای بندگان خدا ، تقوا پیشه کنید و از دنیا بر حذر باشید که اگر دنیا به کسی وفا کند و یا کسی در آن باقی بماند ، انبیا برای بقا سزاوار ترند – شایسته تر برای رضایت و راضی تر به قضا . اما هرگز ! که خداوند دنیا را برای فنا آفریده است ؛ تازه هایش به کهنگی می گراید و نعمتهایش به زوال ، و شادی هایش به تیرگی ؛ منزلگاهی است پر فراز و نشیب و خانه ای است ناپایدار .. و چون اینچنین است ، زادراه سفر بر گیرید و بهترین زادراه تقواست : و اتقوا الله لعلکم تفلحون .«

»ای مردم ، آفریدگار تعالی دنیا را آفرید تا خانه فنا و زوال باشد و دم به دم بر اهلش دیگرگون شود . اینچنین ، مغرور و فریفته است آن که بدان غره شود و شقی است آن که مفتون آن گردد . زنهار ! نفریبد شما را ، که می برد رشته امید آن را که به او تکیه کرده است و دست طمع آن را که در او طمع ورزیده . و اکنون شما بر کاری گرد آمده اید که خشم خدا را بر شما برانگیخته و چهره کرمش را از شما باز گردانده و شما را سزاوار انتقامش ساخته است . چه خوب ربی است آفریدگار ما و چه بد بندگانی هستید شما که اقرار به طاعت کرده اید و ایمان به رسالت محمد آورده اید ، اما اینک همان شما ، به سوی اهل بیت و عترت او خزیده اید تا آنان را به قتل برسانید . این شیطان است که بر شما سیطره یافته است و ذکر خداوند عظیم را از خاطرتان برده . پس ننگ بر شما و بر آنچه اراده کرده اید! انا لله و انا الیه راجعون ، هؤلاء قوم کفروا بعد ایمانهم فبعدا للقوم الظالمین.«  .

»ای مردم ، نخست مرا بشناسید که کیستم، آن گاه به خود آیید و خویشتن را ملامت کنید ، و بیندیشید که آیا بر شما رواست قتل من و هتک و حرمت من ؟ آیا من فرزند دختر پیامبر شما نیستم ؟ آیا من فرزند وصی و پسر عم او نیستم که پیش از همه به خدا ایمان آورد و پیش از همه رسولش را در آنچه از جانب آفریدگار آمد تصدیق کرد ؟ آیا حمزه سیدالشهدا عموی پدر من نیست ؟ آیا جعفر و طیار عم من نیست ؟ آیا این گفته رسول خدا درباره من و برادرم به شما نرسیده است که این دو ، سرور جوانان بهشتی اند ؟ اگر هست ، بدانید من در آنچه می گویم بر حقم و به خدا سوگند دروغ نگفته ام از آن روز که دانسته ام خشم خداوند اهل دروغ را می گیرد و آنان را به تازیانه همان دروغ می زند . و اگر مرا تکذیب می کنید ، هستند هنوز کسانی که می توانند شما را از آنچه گفتم خبر دهند . از جابر بن عبدالله انصاری بپرسید ، از اباسعید الخدری ، از سهل بن سعد الساعدی ، از زید بن ارقم و انس بن مالک بپرسید تا با شما باز گویند که این حدیث را درباره من و برادرم از رسول خدا (ص) شنیده اند . آن گاه ، در این گفته حاجزی است که شما را از قتل من باز می دارد .«

شمر بن ذی الجوشن که امیر لشکر چپ بود ، فریاد زد : «خداوند را با شک پرستیده است آن که بداند تو چه می گویی !«

حبیب بن مظاهر پاسخ گفت : «تو خداوند را بر هفتاد جانب شک و شبهه پرستیده ای و من گواهم که تو در آنچه گفتی صادقی و هیچ از سخنان او در نمی یابی ، چرا که خداوند بر قلب تو مهر زده است .«

امام حسین (ع) ادامه داد : « و اگر در آن گفته ترید دارید ، آیا در اینکه من فرزند رسول الله هستم نیز شکی هست ؟ که به خدا در فاصله میان مشرق و مغرب عالم ، جز من ، نه در میان شما و نه در میان غیر شما کسی نیست که فرزند دختر پیامبر باشد . وای بر شما ! آیا مرا به طلب قتلی که از شما کرده ام گرفته اید ؟ و یا به تلافی مالی که از شما هدر داده ام ؟ و یا به قصاص جراحتی که بر شما وارد کرده ام ؟ کدام یک ؟«

قصه ی جنگ تحمیلی

در طی چهار مستند تلویزیونی


در ادامه ی قسمت های قبلی عصر امام خمینی

روایت دفاع مقدس در دوران امام خمینی


دفاع مقدس هشت ساله ی جمهوری اسلامی
در برابر اتحاد نانوشته ی ابرقدرتها
همچنان ظرفیت های در خور توجهی دارد
که هم با روی کرد داخلی و هم خارجی قابل بررسی است
.        

اینکه یک کشور مستقل با انقلابی نوپا٬ مورد هجوم قرار بگیرد
و در طی دفاع، هیچ حمایتی
که از او نشود٬ هیچ؛
بلکه با
یک اتحاد و هم پیمانی نانوشته،
متجاوز مورد انواع حمایت های تجهیزاتی و سیاسی قرار گیرد،
 قابلیت  زیادی برای پژوهش  دارد.




 مستند عصر امام خمینی با موضوع قصه ی جنگ تحمیلی٬
چهار زیر عنوان را به خود اختصاص داده است

  
     

عصر شکست ابهت ابرقددرت ها(1) اتحاد قدرت های طاغوتی دنیا
عصر شکست ابهت ابرقددرت ها(2) اتحاد قدرت های طاغوتی دنیا
عصر شکست ابهت ابرقددرت ها(3)         
عصر شکست ابهت ابرقددرت ها(4)  قصه مجاهدان داوطلب فی سبیل الله    

ساخت یک مستند تلویزیونی با پرداختن به تجربیات هشت سال دفاع مقدس٬
 آن هم در زمانی که پس از اشغال افغانستان٬
عراق در معرض تهدید٬ جنگ و اشغال قرار داشت
 بیانگر ظرفیت بسیار بالای این تجربه ی نیروهای مقاومت
در برابر متجاوزان و اشغالگران است
. 

        

الگو سازی دفاع مقدس
به قدری تأثیر گذار است
که مقاومت فرانسه و متحدانش اصلا قابل مقایسه با آن نیست
.


مقاومت اسلامی در ایران نه از الگوی مقاومت فرانسه
بلکه از نهضت کربلای حسینی نشأت گرفته است
.

نهضت حسینی با ارائه ی الگوی شهادت طلبی٬
راهی نو فراروی انسان قرن بیست و بیست و یکم میلادی قرار داده است
که پرداختن به چرایی آن٬ از طاقت این مقاله خارج است
.

انشاء الله در فرصت بعدی جزئیات بیشتری از این چهار مستند مورد بررسی قرار می گیرد.

اندیشه کهکشانی ()

آشنایی با سید مرتضی آوینی


والپیپر و پوسترهای شهید آوینی-aviny - avini wallpaper - aviny back ground - aviny poster

در مصاحبه ای با همسر شهید

خانم امینی در ابتدای گفت و گو از خودتان بگویید .

مریم امینی هستم . متولد سال 1336 . تحصیلاتم لیسانس ریاضی و علوم کامپیوتر است .

اهل تهران هستید ؟

بله !

کجای تهران ؟

امیر آباد . بیشتر در آن محله زندگی کرده‌ام .

از آشنایی‌تان با آقا مرتضی برای ما بگویید .

قبل از ازدواج ، آشنایی چند ساله با هم داشتیم . من ایشان را می‌شناختم . از سن پانزده سالگی تا نوزده ، بیست سالگی که این آشنایی به ازدواج رسید .

خانواده‌ها چطور ؟ با این ازدواج موافق بودند ؟

خانواده من مخالف بود ، ولی برای من مشخص بود که این زندگی مشترک باید شروع شود . صورت دیگری برای ادامه زندگی نمی‌توانستم تصور کنم .

چرا ؟

به خاطر این که از همان ابتداء مرتضی برای من آن حالت مراد بودن را داشت . رد و بدل کردن    کتابهای خوب ، شرکت در سخنرانی‌ها و کنسرت‌های موسیقی دانشکده هنرهای زیبا که ایشان آنجا درس می‌خواندند ؛ در واقع ایشان راهنمای کاملی برای من بود .

این موقعیت ، یعنی مراد بودن ، تا کدام مرحله از زندگی ادامه داشت ؟

برای همیشه حفظ شد . این رابطه شیرازه اصلی زندگی ما بود . البته گاهی چهره این موقعیت به خاطر تحولات فکری تغییر می‌کرد . گرایش‌های ایشان بعد از انقلاب کاملاً تغییر کرد . به تبع ایشان ،‌این تغییر در من هم اتفاق افتاد . ولی نسبت برقرار بین من و ایشان همواره ادامه پیدا کرد تا شهادت‌شان . تازه بعد از آن بود که فرصتی پیدا کردم برگردم و به نسبت جدید نگاه کنم و ببینم در باره امروز چه می‌شود گفت .

نگاه کردید ؟

بله ! بعد از شهادت ایشان نسبت جدیدی بین ما برقرار شد . مرتضی خودش در یکی از مقاله‌هایی که بعد از رحلت حضرت امام نوشت ، جمله‌ای دارد نزدیک به این مضمون : « ایشان از دنیا رفتند و حالا بار تکلیف بر شانه ما افتاده است . » دقیقاً من چنین سنگینی را احساس می‌کنم . پیش از این دستم را گرفته بود و مرا به بهشت می‌برد . نه به زور ، میل باطنی هم بود . من سنگینی بار را خیلی احساس نمی‌کردم . همه چیز راحت‌تر اتفاق می‌افتاد ولی بعد از شهادت مرتضی من باید دوباره شروع می‌کردم . مثل یک تولد دوباره . خیلی خدا را شکر می‌کنم . چه موهبتی بالاتر از این برای یک انسان که هم فرصت زندگی عینی با انسانی را داشته باشد که قبله همة خواسته‌هایش است و هرچه از زندگی می‌‌خواهد در او می‌بیند ، و هم فرصت تأمل و تفکر در وجود این انسان و زندگی را پیدا کند.

         والپیپر و پوسترهای شهید آوینی-aviny - avini wallpaper - aviny back ground - aviny poster

مرتضی می‌گوید : « شهدا از دست نمی‌روند ، بلکه به دست می‌آیند . » برای همه این فرصت نیست که این به دست آمدن را تجربه و حس کنند . حالا من نمی‌دانم چقدر در این مسیر هستم و آن را با این بار سنگین طی می‌کنم . یعنی بار دیگر من مرتضی را به دست آورده‌ام و خیلی شاکر هستم.

از تجربه نسبتاً طولانی زندگی خودتان با ایشان بگویید .

این زندگی قشنگ از سنین نوجوانی شروع شد . هر روز که می‌گذشت موقعیت و جایگاه ایشان نزد من بیشتر از هر کس دیگری می‌شد . مرتضی مظهر همه کسانی بود که در زندگی جست و جو می‌کردم . جای همه اعضای خانواده را برای من پر می‌کرد و همه چیز زندگی‌ام بود.

تفاوت سنی شما با آقا مرتضی چقدر بود ؟

ده سال .

خانم امینی می‌توانیم بگوییم زندگی مشترک شما سه مرحله داشت . قبل از انقلاب ، بعد از انقلاب و بعد از شهادت .

اگر اجازه بدهید از ازدواجتان شروع کنیم . مثلاً این که ...



اندیشه کهکشانی



شهید سید مرتضی آوینی با نگاهی جدید به عالم و آدم، راهی نو برای زندگی کشف کرد که برای معرفی آن تا پای جان مایه گذاشت.



راهی که شهید آوینی یافت، آدم را از زمین خاکی به آسمان ملکوتی رهنمون می شود.

شهید آوینی برای این نگاه، تدبر در قرآن و احادیث معصومین صلوات الله علیهم را تراز و معیار سنجش پدیده های انفسی و آفاقی قرار می داد تا به باطن عالم، شهود پیدا کند و این نگاه در نوع خود در میان روشنفکران و اهل قلم منحصر به فرد است.

انقلاب اسلامی و بویژه دوران دفاع مقدس بهترین فرصت برای شکوفایی ظرفیت این انسان تسلیم آیین آسمانی اسلام شد و اوج این شکوفایی در عروج ملکوتی و شهادتش در 20 فروردین 1372 در فکه بود که بارها  در وصف شهادت با قلمش سروده بود و زیبا ترین نثر عصر امام خمینی را نثار واژه ی شهادت کره بود.


استقلال فرهنگی تا فرصتی دیگر برای  اشاره ای به این دیدگاه های بلند و اندیشه ی کهکشانی از شما دعوت می کند تا زندگینامه ایشان را مطالعه بفرمایید:




زندگینامه شهید سید مرتضی آوینی

شهید سید مرتضی آوینی در شهریور سال 1326 در شهر ری متولد شد تحصیلات ابتدایی و متوسطه‌ی خود را در شهرهای زنجان، کرمان و تهران به پایان رساند و سپس به عنوان دانش‌جوی معماری وارد دانشکده‌ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد او از کودکی با هنر انس داشت؛ شعر می‌سرود داستان و مقاله می‌نوشت و نقاشی می‌کرد تحصیلات دانشگاهی‌اش را نیز در رشته‌ای به انجام رساند که به طبع هنری او سازگار بود ولی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی معماری را کنار گذاشت و به اقتضای ضرورت‌های انقلاب به فیلم‌سازی پرداخت:

 "حقیر دارای فوق لیسانس معماری از دانشکده‌ی هنرهای زیبا هستم اما کاری را که اکنون انجام می‌دهم نباید به تحصیلاتم مربوط دانست حقیر هرچه آموخته‌ام از خارج دانشگاه است بنده با یقین کامل می‌گویم که تخصص حقیقی در سایه‌ی تعهد اسلامی به دست می‌آید و لاغیر قبل از انقلاب بنده فیلم نمی‌ساخته‌ام اگرچه با سینما آشنایی داشته‌ام. اشتغال اساسی حقیر قبل از انقلاب در ادبیات بوده است... با شروع انقلاب تمام نوشته‌های خویش را -  اعم از تراوشات فلسفی، داستان‌های کوتاه، اشعار و... -  در چند گونی ریختم و سوزاندم و تصمیم گرفتم که دیگر چیزی که "حدیث نفس" باشد ننویسم و دیگر از "خودم" سخنی به میان نیاورم... سعی کردم که "خودم" را از میان بردارم تا هرچه هست خدا باشد، و خدا را شکر بر این تصمیم وفادار مانده‌ام. البته آن چه که انسان می‌نویسد همیشه تراوشات درونی خود اوست همه‌ی هنرها این چنین هستند کسی هم که فیلم می‌سازد اثر تراوشات درونی خود اوست اما اگر انسان خود را در خدا فانی کند، آن‌گاه این خداست که در آثار او جلوه‌گر می‌شود حقیر این چنین ادعایی ندارم ولی سعیم بر این بوده است."

شهید آوینی فیلم‌سازی را در اوایل پیروزی انقلاب با ساختن چند مجموعه درباره‌ی غائله‌ی گنبد (مجموعه‌ی شش روز در ترکمن صحرا)، سیل خوزستان و ظلم خوانین (مجموعه‌ی مستند خان گزیده‌ها) آغاز کرد

"با شروع کار جهاد سازندگی در سال 58 به روستاها رفتیم که برای خدا بیل بزنیم بعدها ضرورت‌های موجود رفته‌رفته ما را به فیلم‌سازی کشاند... ما از ابتدا در گروه جهاد نیتمان این بود که نسبت به همه‌ی وقایعی که برای انقلاب اسلام و نظام پیش می‌آید عکس‌العمل نشان بدهیم مثلاً سیل خوزستان که واقع شد، همان گروهی که بعدها مجموعه‌ی حقیقت را ساختیم به خوزستان رفتیم و یک گزارش مفصل تهیه کردیم آن گزارش در واقع جزو اولین کارهایمان در گروه جهاد بود بعد، غائله ی خسرو و ناصر قشقایی پیش آمد و مابه فیروزآباد، آباده و مناطق درگیری رفتیم... وقتی فیروز‌آباد در محاصره بود، ما با مشکلات زیادی از خط محاصره گذشتیم و خودمان را به فیروزآباد رساندیم. در واقع اولین صحنه‌های جنگ را ما در آن‌جا، در جنگ با خوانین گرفتیم.

گروه جهاد اولین گروهی بود که بلافاصله بعد از شروع جنگ به جبهه رفت دو تن از اعضای گروه در همان روزهای او جنگ در قصر شیرین اسیر شدند و نفر سوم، در حالی که تیر به شانه‌اش خورده بود، از حلقه‌ی محاصره گریخت. گروه بار دیگر تشکل یافت و در روزهای محاصره‌ی خرمشهر برای تهیه‌ی فیلم وارد این شهر شد:

"وقتی به خرمشهر رسیدیم هنوز خونین‌شهر نشده بود شهر هنوز سرپا بود، اگرچه احساس نمی‌شد که این حالت زیاد پر دوام باشد، و زیاد هم دوام نیاورد ما به تهران بازگشتیم و شبانه‌روز پای میز موویلا کار کردیم تا اولین فیلم مستند جنگی درباره‌ی خرمشهر از تلویزیون پخش شد؛ فتح خون."

مجموعه‌ی یازده قسمتی "حقیقت" کار بعدی گروه محسوب می‌شد که یکی از هدف‌های آن ترسیم علل سقوط خرمشهر بود.

"یک هفته‌ای نگذشته بود که خرمشهر سقوط کرد و ما در جست‌و‌جوی "حقیقت" ماجرا به آبادان رفتیم که سخت در محاصره بود تولید مجموعه‌ی حقیقت این گونه آغاز شد."

کار گروه جهاد در جبهه‌ها ادامه یافت و با شروع عملیات والفجر هشت، شکل کاملاً منسجم و به هم پیوسته‌ای پیدا کرد آغاز تهیه‌ی مجموعه‌ی زیبا و ماندگار روایت فتح که بعد از این عملیات تا پایان جنگ به طور منظم از تلویزیون پخش شد به همان ایام باز می‌گردد. شهید آوینی درباره‌ی انگیزه‌ی گروه جهاد در ساختن این مجموعه که نزدیک به هفتاد برنامه است چنین می‌گوید:

"انگیزش درونی هنرمندانی که در واحد تلویزیونی جهاد سازندگی جمع آمده بودند آن‌ها را به جبهه‌های دفاع مقدس می‌کشاند وظایف و تعهدات اداری.

اولین شهیدی که دادیم علی طالبی بود که در عملیات طریق القدس به شهادت رسید و آخرین‌شان مهدی فلاحت‌پور است که همین امسال "1371" در لبنان شهید شد... و خوب، دیگر چیزی برای گفتن نمانده است، جز آن که ما خسته نشده‌ایم و اگر باز جنگی پیش بیاید که پای انقلاب اسلامی در میان باشد، ما حاضریم. می‌دانید! زنده‌ترین روزهای زندگی یک "مرد" آن روزهایی است که در مبارزه می‌گذراند و زندگی در تقابل با مرگ است که خودش را نشان می‌دهد.”

اواخر سال 1370 "موسسه‌ی فرهنگی روایت فتح" به فرمان مقام معظم رهبری تاسیس شد تا به کار فیلم‌سازی مستند و سینمایی درباره‌ی دفاع مقدس بپردازد و تهیه‌ی مجموعه‌ی روایت فتح را که بعد از پذیرش قطع‌نامه رها شده بود ادامه دهد. شهید آوینی و گروه فیلم‌برداران روایت فتح سفر به مناطق جنگی را از سر گرفتند و طی مدتی کم‌تر از یک سال کار تهیه‌ی شش برنامه از مجموعه‌ی ده قسمتی "شهری در آسمان" را به پایان رساندند ومقدمات تهیه‌ی مجموعه‌های دیگری را درباره‌ی آبادان، سوسنگرد، هویزه و فکه تدارک دیدند. شهری در آسمان که به واقعه‌ی محاصره، سقوط و باز پس‌گیری خرمشهر می‌پرداخت در ماه‌های آخر حیات زمینی شهید آوینی از تلویزیون پخش شد، اما برنامه‌ی وی برای تکمیل این مجموعه و ساختن مجموعه های دیگر با شهادتش در روز جمعه بیسم فروردین 1372 در قتلگاه فکه ناتمام ماند.

شهید آوینی فعالیت‌های مطبوعاتی خود را در اواخر سال 1362، هم زمان با مشارکت در جبهه‌ها و تهیه‌ی فیلم‌های مستند درباره‌ی جنگ، با نگارش مقالاتی در ماهنامه‌ی "اعتصام" ارگان انجمن اسلامی آغاز کرد این مقالات طیف وسیعی از موضوعات سیاسی، حکمی، اعتقادی و عبادی را در بر می‌گرفت او طی یک مجموعه مقاله درباره‌ی "مبانی حاکمیت سیاسی در اسلام" آرا و اندیشه‌های رایج در مود دموکراسی، رای اکثریت، آزادی عقیده و برابری و مساوات را در نسبت با تفکر سیاسی ماخوذ از وحی و نهج‌البلاغه و آرای سیاسی حضرت امام(ره) مورد تجزیه و تحلیل و نقد قرار داد. مقالاتی نیز در تبیین حکومت اسلامی و ولایت فقیه در ربط و نسبت با حکومت الهی حضرت رسول(ص) در مدینه و خلافت امیرمؤمنان(ع) نوشت و اتصال انقلاب اسلامی را با نهضت انبیا علیهم‌السلم و جایگاه آن با جنگ‌های صدر اسلام و قیام عاشوا و وجوه تمایز آن از جنگ‌هایی که به خصوص در قرون اخیر واقع شده‌اند و نیز برکات ظاهری و غیبی جنگ و ویژگی رزم‌آوران و بسیجیان، در زمره‌ی مطالبی بود که در "اعتصام" منتشر شد. در مضامین اعتقادی و عبادی نیز تحقیق و تفکر می‌کرد و حاصل کار خویش را به صورت مقالاتی چون "اشک، چشمه‌ی تکامل". "تحقیقی در معنی صلوات" و "حج، تمثیل سلوک جمعی بشر" به چاپ می‌سپرد. در کنار نگارش این قبیل مقالات، مجموعه مقالاتی نیز با عنوان کلی "تحقیقی مکتبی در باب توسعه و مبانی تمدن غرب" برای ماهنامه‌ی "جهاد"، ارگان جهاد سازندگی، نوشت "بهشت زمینی"، "میمون برهنه!"، "تمدن اسراف و تبذیر"، "دیکتاتوری اقتصاد"، "از دیکتاتوری پول تا اقتصاد صلواتی"، "نظام آموزش و آرمان توسعه یافتگی"، "ترقی یا تکامل؟" و... از جمله مقالات آن مجموعه است. این مقالات بعد از شهادت او با عنوان "توسه و مبانی تمدن غرب" به چاپ رسید این دوره از کار نویسندگی شهید تا سال 1365 ادامه یافت. مقارن با همین سال‌ها شهید آوینی علاوه برکارگردانی و مونتاژ مجموعه‌ی "روایت فتح" نگارش متن آن را بر عهده داشت که بعدها قالب کتابی گرفت با عنوان "گنجینه‌ی آسمانی". او در ماه محرم سال 1366 نگارش کتاب "فتح خون" (روایت محرم" را آغاز کرد و نه فصل از فصول ده‌گانه‌ی آن را نوشت. اما در حالی که کار تحقیق در مورد وقایع روز عاشورا و شهادت بنی‌هاشم را انجام داده و نگارش فصل آخر را آغاز کرده بود به دلایلی کار را ناتمام گذاشت.

او در سال 1367 یک ترم در مجتمع دانشگاهی هنر تدریس کرد، ولی چون مفاد مورد نظرش برای تدریس با طرح دانشگاه هم‌خوانی نداشت، از ادامه‌ی تدریس صرف‌نظر کرد. مجموعه‌ی مباحثی که برای تدریس فراهم شده بود، با بسط و شرح و تفسیر بیش‌تر در مقاله‌ای بلند  به نام "تاملاتی در ماهیت سینما" که در فصلنامه‌ی "فارابی" به چاپ رسید و بعد در مقالاتی با عناوین "جذابی در سینما"، "آینه‌ی جادو"، "قاب تصویر و زبان سینما"و... که از فروردین سال 1368 در ماهنامه‌ی هنری "سوره" منتشر شد، تفصیل پیدا کرد. مجموعه‌ی این مقالات در کتاب "آینه‌ی جادو" که جلد اول از مجموعه‌ی مقالات و نقدهای سینمایی اوست. جمع‌آوری و به چاپ سپرده شد.

سال‌های 1368 تا 1372 دوران اوج فعالیت مطبوعاتی شهید آوینی است. آثار او در طی این دوره نیز موضوعات بسیار متنوعی را شامل می‌شود. هرچند آشنایی با سینما در طول مدتی بیش از ده سال مستندسازی و تجارب او در زمینه‌ی کارگردانی مستند و به خصوص مونتاژ باعث شد که قبل از هرچیز به سینما بپردازد. ولی این مسئله موجب بی‌اعتنایی او نسبت به سایر هنرها نشد. او در کنار تالیف مقالات تئوریک درباره  ماهیت سینما و نقد سینمای ایران و جهان، مقالات متعددی در مورد حقیقت هنر، هنر و عرفان، هنر جدید اعم از رمان، نقاشی، گرافیک و تئاتر، هنر دینی و سنتی، هنر انقلاب و... تالیف کرد که در ماهنامه‌ی "سوره" به چاپ رسید. طی همین دوران در خصوص مبانی سیاسی. اعتقادی نظام اسلامی و ولایت فقیه، فرهنگ انقلاب در مواجهه با فرهنگ واحد جهانی و تهاجم فرهنگی غرب، غرب‌زدگی و روشن‌فکری، تجدد و تحجر و موضوعات دیگر تفکر و تحقیق کرد و مقالاتی منتشر نمود.

مجموعه‌ی آثار شهید آوینی در این دوره هم از حیث کمیت، هم از جهت تنوع موضوعات و هم از نظر عمق معنا و اصالت تفکر و شیوایی بیان اعجاب‌آور است. در حالی که سرچشمه‌ی اصلی تفکر او به قرآن، نهج‌البلاغه، کلمات معصومین علیهم‌السلام و آثار و گفتار حضرت امام(ره) باز می‌گشت. با تفکر فلسفی غرب و آرا، و نظریات متفکران غربی نیز آشنایی داشت و با یقینی برآمده از نور حکمت، آن‌ها را نقد و بررسی می‌کرد. او شناخت مبانی فلسفی و سیر تاریخی فرهنگ و تمدن جدید را از لوازم مقابله با تهاجم فرهنگی می‌دانست چرا که این شناخت زمینه‌ی خروج از عالم غربی و غرب زده‌ی کنونی را فراهم می‌کند و به بسط و گسترش فرهنگ و تفکر الهی مدد می‌رساند. او بر این باور بود که با وقوع انقلاب اسلامی و ظهور انسان کاملی چون امام خمینی(ره) بشر وارد عهد تاریخی جدیدی شده است که آن را "عصر توبه‌ی بشریت" می‌نامید. عصری که به انقلاب جهانی امام عصر(عج) و ظهور "دولت پایدار حق" منتهی خواهد شد.


منبع زندگینامه:

http://www.aviny.com/aviny/biography.aspx



اکنون که زندگینامه ی شهید را مطالعه کردید خوب است ادامه مطلب را ببینید تا با نکات جدیدی از سید شهیدان اهل قلم آشنا شوید....استقلال فرهنگی انشاء الله بنا دارد در ادامه ی مطلب نکات ظریفی از زندگی خانوادگی، حالات روحی، تراوشات فکری و مبانی اعتقادی سید شهیدان اهل قلم را به اهل قلم و هنر انقلاب اسلامی تقدیم کند تا از اندیشه ی کهکشانی شهید آوینی  پرده برداری کند. بنابر این ادامه مطلب را دنبال کنید


انرژی مثبت واژه های مقاومت و پیروزی


 

  با مروری بر تقویم تاریخ  تأثیر  انرژی مثبت واژه ی مقاومت به خوبی قابل مشاهده و بررسی است.

 

   یکی از تأثیر گذار ترین سریال های تلویزیونی در تاریخ ایران،

 

   سریال دلیران تنگستان است.

 

   این سریال که گویای مقاومت اقوام ایرانی در برابر اشغالگران انگلیسی است،

 

   گرچه پیش از انقلاب ساخته شده است؛

 

   اما کارکرد مثبت وژه ی مقاومت را  بویژه در دوران دفاع مقدس  به خوبی نشان داده است .

 

     سریال میزا کوچک خان جنگلی نیز  مقاومت اقوام ایرانی در برابر اشغالگران روسی  را

 

   به زیبایی به تصویر کشیده است و  تأثیر گذاری آن بر کسی پوشیده نیست.

 

   در تاریخ سینمای  جهان نیز بخش زیادی از فیلم های  سینمایی   و سریالهای تلویزیونی  اروپا و حتی آمریکا، 

 

   به مقاومت در برابر اشغالگران بویژه در جنگ جهانی دوم پرداخته اند، که چه بخواهند

 

   و چه نخواهند  ، حکایت از انرژی مثبت واژه ی مقاومت در سطح مخاطب جهانی دارد.

 

    بنا بر این، واژه مقاومت  در برابر اشغالگران ، در دیدگاه عموم مردم جهان مثبت است،

 

   و نمونه های آن که نتیجه ی پیروزی را به همراه داشته است، تولید انرژی مثبت می کند.

 

   انرژی مثبت مقاومت، برای  ملت هایی که مورد ظلم واقع شده اند

 

   و کشورشان به ا شغال در آمده است،  ایجاد انگیزه  برای شبیه سازی  و دست یابی به آزادی را بیشتر می کند.

 

   وب سایت استقلال فرهنگی به خاطر  تأثیر فرهنگی واژه مثبت مقاومت در برابر اشغالگران

 

   در  ادامه ، با استفاده از روزشمار مرکز پژوهش های صدا سیما،

 

   دو تاریخ  آزاد سازی سرزمینی از اشغال را که به فاصله ی 18 سال

 

    در جهان اسلام ثبت کرده است،

 

   برای  یاد آوری می آورد،  تا تاریخ سوم را شما حدس بزنید.

 

   برای مقاومت در برابر اشغالگران تا آزادی سرزمین،

 

   تاکتیک های مختلفی وجود دارد که البته سازش ، از آن دست نیست.

 

   سازش  صاحب خانه با دزدی که خانه اش را دزدانه اشغال کرده است،

 

   جوکی خنده دار در میان مردم دنیاست،

 

   که برای عادی سازی آن و جدی و درست جلوه دادن آن،

 

   دست های زیادی به خیانت، درگیر  تولیدمقاله، پیمان نامه، افسانه و ...، 

 

   از این نوع عهد نامه های ننگین  است.

 

   در این میان ، این دو تاریخ      که در ادامه   برای خردمندان فرهیخته  آورده ایم،

 

   امید تکرار آن را  در دل حق طلبان و آزادگان دو چندان می کند.



 

روز ملی مقاومت و پیروزی

سوم خرداد 1361

برابر با 25 می 1982

سالروز آزادی خرمشهر از دست اشغالگران

 

 

18= 1379-1361

18 سال بعد  

 

و روز چهارم خرداد 1379

برابر با 24 می سال 2000 میلادی

سالروز آزادی جنوب لبنان  از دست اشغالگران

 

و انشاء الله

 

سوم خرداد ؟؟؟؟

برابر با 25 می ؟؟؟؟

سالروز آزادی فلسطین از دست اشغالگران

 

 

 

عنوان مناسبت:

آزادسازی خرمشهر پس از 578 روز اسارت در جریان عملیات بیت‏المقدس (1361ش)

-------------------------------------------------------

شرح مناسبت:

چهارمین مرحله عملیات پیروزمندانه بیت‏المقدس در اول خرداد 1361 به قصد آزادسازی خرمشهر آغاز گشت. این عملیات که با رمز "یا محمدبن عبداللَّه(ص)" شروع شد در مراحل اولیه با تصرف پاسگاه مرزی کوشک همراه بود. همچنین ضربات هولناک و سختی بر تیپ‏های گارد مرزی دشمن وارد آمد و تعداد کثیری از مزدوران بعثی به اسارت لشکریان جبهه توحید درآمدند که در میان آنها افسران عالی‏رتبه رژیم بعثی نیز به چشم می‏خوردند. به دنبال این پیروزی‏های بزرگ بود که خاکریزهای دشمن یکی پس از دیگری به تصرف قوای اسلام درآمد و فرماندهان مزدور عراقی در اوج وحشت و هراس، پی در پی فرمان عقب‏نشینی صادر می‏کردند. در ساعت 6 و 15 دقیقه بامداد روز یکشنبه دوم خرداد سال 1361 شمسی سپاهیان اسلام، خرمشهر را به محاصره خویش درآورند و دشمن زبون را که چاره‏ای جز فرار نداشت با بلندگو دعوت به تسلیم کردند. تا ساعت 9 بامداد بیش از 5/000 نفر از قوای کفر به اسارت رزمندگان اسلام درآمدند. روز سوم خرداد، مزدوران بعثی کفر به قصد باز پس‏گیری مناطق آزاد شده اقدام به پاتک نمودند که با هوشیاری دلاوران اسلام این پاتک دفع شد و تعداد زیادی از آنان کشته و زخمی و بیش از 3/000 نفر دیگر به اسارت درآمدند. الطاف و امدادهای غیبی الهی ادامه داشت تا این که خرمشهر پس از 578 روز اسارت در چنگال دشمن بعثی آزاد شد و به آغوش میهن اسلامی ایران بازگشت. نتایج نهایی عملیات بزرگ بیت المقدس عبارتند از: آزادسازی 5400 کیلومتر مربع از خاک میهن اسلامی از جمله خرمشهر و تأمین 180 کیلومتر خط مرزی؛ 19 هزار اسیر و 16 هزار کشته و زخمی از دشمن؛ انهدام 60 فروند هواپیما، 3 فروند هلی کوپتر، 418 دستگاه تانک و ده‏ها دستگاه خودرو؛ به غنیمت درآوردن یک فروند هلی کوپتر، 105 دستگاه تانک و نفربر، 95 هزار عدد انواع مین و هزاران قبضه سلاح انفرادی. سالروز آزادسازی خرمشهر، به عنوان یک روز ملی - مذهبی در کشور گرامی داشته می‏شود و از رشادت‏ها و شجاعت‏های رزمندگان اسلام و شهیدان سرافراز، تجلیل به عمل می‏آید. امام خمینی(ره) در این باره فرمودند: "خرمشهر را خدا آزاد کرد".

-------------------------------------------------------

 

عنوان مناسبت:

عقب‏نشینی فضاحت ‏بار نیروهای رژیم صهیونیستی از جنوب لبنان (2000م)

-------------------------------------------------------

 

شرح مناسبت:

پس از امضای قرارداد کمپ دیوید توسط انورسادات رئیس جمهور مصر، این کشور در بین هم‏پیمانانِ عرب خود مورد سرزنش قرار گرفت و طی سالیان بعد منزوی گردید. ادامه اختلاف بین کشورهای عربی و اوضاع بحرانی لبنان، رژیم صهیونیستی را به عملیات تجاوزکارانه‏ای در منطقه تشویق کرد. از این رو در روز ششم ژوئن 1982م، نیروهای رژیم اشغال‏گر قدس، به این بهانه که لبنان به مرکز عملیات تروریستی علیه اسرائیل تبدیل شده و امنیت این رژیم را به خطر انداخته و نیز به بهانه ایجاد امنیت مرزهای شمالی اسرائیل حمله سراسری و همه جانبه‏ای را به جنوب لبنان آغاز نمودند و تا جنوب بیروت نیز پیشروی کردند. نیروهای رژیم صهیونیستی پس از تصرف بخشی از جنوب لبنان و بمباران مراکز تجمع فلسطینی‏ها در بیروت، این شهر را مورد حمله قرار دادند. در همین حال اردوگاه‏های فلسطینی بیروت نیز که در محاصره ارتش رژیم اشغال‏گر قدس قرار گرفته بود، مورد حمله فالانژهای مسیحی قرار گرفت. این قتل‏عام‏ها، خشم و نفرت عمومی را در سراسر جهان برانگیخت. از این رو، پس از مدتی و در اثر مقاومت فلسطینیان و فشار افکار عمومی، نیروهای صهیونیستی، از بیروت عقب‏نشینی نموده و در جنوب لبنان مستقر شدند. اما سرانجام با حملات پی در پی استشهادی و وارد آوردن تلفات جانی و مالی بسیار به نیروهای اسرائیل توسط جان برکفان حزب اللَّه لبنان، ارتش رژیم صهیونیستی مجبور شد به طرزی ذلت بار در 25 مه سال 2000م از جنوب لبنان عقب‏نشینی نموده  و پس از هجده سال، خاک لبنان را ترک کند.

-------------------------------------------------------


 

این دو تاریخ      که در بالا   برای خردمندان فرهیخته  آورده ایم،

 


 فرصتی برای تأمل و حدس ، ایجاد می کند.

 

راستی، تاریخ بعدی  را چه کسانی رقم خواهند زد؟


آیا برای پاسخ خودتان دلایل قانع کننده ای دارید؟

 

برای ادامه ی گفتمان مقاومت،  برد با کیست و چرا؟



بنام خدا
در تاریخ 22 اسفند وعده کردیم که:
"انشاء الله به زودی بعضی از کتاب های دیجیتالی آیت الله سید مجتبی موسوی  لاری را که با چیرگی علمی و تبیین منطقی نوشته و در پنج قاره ی دنیا، منتشر می شد، در وبلاگ استقلال فرهنگی به نمایش در خواهد آمد."

و اینک اولین کتاب دیجیتال ایشان را تقدیم علاقمندان استقلال فرهنگی می کنیم


متن کتاب

 اسلام و سیماى تمدّن غرب


کتاب اسلام و سیمای تمدن غرب

نوشته ی

آیت الله دکتر سید مجتبی موسوی لاری



ابتدا مقدمه ی دفتر انتشارات اسلامی:

مقدمه دفتر

از لحظه اى که پروردگار متعال، بشر را آفرید، دفتر سعادت و کمال او را با ارسال انبیاء عظام و کتب آسمانى، گشود تا انسان بداند تنها راه رسیدن به کمالات عالیه انسانى به کار بستن دستورات الهى است.

متأسّفانه در عصر حاضر ـ عصر تمدن صنعتى و پیشرفتهاى تکنولوژى ـ غایت آمال انسان کسب ثروت، شهرت، رسیدن به رفاه است از هر راهى که باشد و به هر کیفیتى که بدست آید. از این رو بشر بیش از پیش از معنویت فاصله گرفته و به فرمایش قرآن کریم از حیوان پست تر شده است (... اُوْلئکَ کَالاَْنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ اُولئکَ هُمُ الْغافِلوُنَ).(1)

در این میان استعمارگران در بهم ریختگى و ناامنى معنوى و فرهنگى در جامعه نقش اساسى دارند و از تمامى امکانات استفاده نموده تا هر چه بیشتر بر دنیا تسلّط یابند و هستى انسانها را در اختیار خود گیرند، گویا آنان مالک هستى مى باشند!

یکى از این جهانخواران سلطه گر، شیطان بزرگ آمریکاست که در قاموس او جایى براى انسانیت وجود ندارد گرچه با واژه هاى فریبنده اى چون عدالت، آزادى، دموکراسى و... جهان را فریب مى دهد و خود را دایه مهربانتر از مادر قلمداد مى کند امّا واقعیت، این است که وى جز ستم بر دیگران چیزى نمى خواهد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ اعراف / 179.

کتاب حاضر، نوشته اى در همین زمینه است که گرچه در دهه چهل به رشته تحریر درآمده، امّا به لحاظ اصرار استکبار بر ادامه روش و سیاستهاى غلط گذشته همچنان در خور توجّه مى باشد.

این نوشتار پرده را از تمدّن پوشالى و دروغین غرب، کنار مى زند و انسانها را از این خطر سهمگین آگاه مى سازد. به امید آن روز که جهان، جهان بدون ستم و آباد و آزاد از هوسها باشد. ان شاء الله

این دفتر، پس از بررّسى، ویرایش مجدّد و اصلاحاتى چند، آن را به زیور طبع آراسته و در اختیار علاقه مندان به معنویت قرار مى دهد، امید که مورد قبول پروردگار متعال قرار گیرد. ضمناً از همه محققان و دانش پژوهان تقاضا مى کنیم چنانچه انتقاد یا پیشنهادى دارند به آدرس: قم ـ دفتر انتشارات اسلامى ـ صندوق پستى 749 بخش فارسى، ارسال دارند. با تشکر فراوان

دفتر انتشارات اسلامى

وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم

متن کتاب

 اسلام و سیماى تمدّن غرب

نوشته ی

آیت الله دکتر سید مجتبی موسوی لاری

*************************************

****متن کتاب را در ادامه   مطلب  مطالعه بفرمایید******

******

متن سخنان پناهیان
               در برنامه ققنوس
                      با موضوع تببین خصوصیات سینمای انقلاب/




بزرگترین صادرات ما نفت نیست
بلکه معنویت و معرفت است
که باید با ابزارهایی مثل سینما صادر شود


گروه فرهنگی: نهمین قسمت از برنامه ققنوس تکرار مجدد برنامه هشتم آن بود که با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین پناهیان و به دلیل درخواست‌های بینندگان دوباره به روی آنتن شبکه چهارم سیما رفت.

به گزارش رجانیوز، حجت الاسلام و المسلمین پناهیان در این برنامه با تاکید بر تناسب ذاتی میان سینما و دین گفت: وقتی این دو به هم برسند، این سینماست که بیشتر بهره می‌برد، دین را از طریقی غیر از سینما هم می‌توان منتقل کرد، هرچند که ممکن است سخت‌تر باشد اما عوامل مختلفی وجود دارند که دست به دست هم می‌دهند و باعث فراگیر شد دین خواهند شد.

وی با بیان اینکه سینما می‌تواند این مسیر را تسریع و تسهیل کند، افزود: اما سینما بیش از اینکه به دین خدمت کند به خودش خدمت خواهد کرد، زیرا دین نگاه عمیق و در عین حال زیبا به سینما می‌دهد.


امروز به گردان‌های مستندساز
 
و فیلمنامه نویس نیاز داریم.

حجت الاسلام پناهیان

***************

متن کامل این خبر را
آدرس زیر با کلیک راست روی آن

در Open Link in New Tab  ببینید:

http://tarhbso.ir/showarticle.php?nid=2839&type=news


حاشیه ی وبلاگ استقلال فرهنگی بر این عنوان خبری:

 اینکه مستند ساز

با چه دیدگاه و جهانبینی تربیت شده باشد

 و فیلمنامه نویس

از چه مشرب فکری و فلسفی تغذیه کرده باشد

خیلی مهم است.

 

در غیر اینصورت

تشکیل گردانهایی

از مستند سازان یا فیلمنامه نویسانی

 که صرفا تکنیک و ابزار را می شناسند

و از گنج معانی و عرفان عملی بی بهره اند؛

اعجوبه هایی چون مخملباف ارائه می دهند

که این روزها در فلسطین اشغالی

 به مستند سازی

پیرامون فرقه ی ضاله بهائیت پرداخته است

و در حال بروز و ظهور

محتویات کوزه ی درونش می باشد!

و فیلمنامه های منجر به فیلمهایش هم حکایت از همان محتویات می کند.



پیام سرلشکر سلیمانی به محضر مقام معظم رهبری: پایان سیطره شجره خبیثه داعش را اعلام و این پیروزی بزرگ را به حضرتعالی و جهان اسلام تبریک می گویم

منتشرشده در خبر برگزیده سه شنبه, 30 آبان 1396 ساعت 08:52

سپاه نیوز: فرمانده نیروی قدس سپاه در پیامی به محضر مقام معظم رهبری با اعلام پایان سیطره شجره خبیثه داعش، رهبری حکیمانه ایشان و پایداری ملت، دولت، ارتش و نیروهای مردمی عراق و سوریه و مجاهدین و شهدای مدافع حرم از دیگر کشورهای اسلامی را عامل پیروزی جبهه مقاومت دانست. 

 به گزارش سپاه نیوز؛ در پی پیروزی تاریخ ساز جبهه مقاومت اسلامی عراق و سوریه بر فتنه تروریسم تکفیری و پایان یافتن سیطره داعش که با پایین کشیدن پرچم این گروه امریکایی - صهیونیستی در "ابوکمال" رقم خورد؛ سردار سرلشکر پاسدار حاج قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، پیام مهمی به محضر مقام معظم رهبری حضرت امام خامنه ای (مدظله العالی) منتشرکرد. 

 

متن پیام به این شرح است: 

بسم الله الرحمن الرحیم

انّافَتَحنا لَکَ فتحاً مُبینا

 

محضر مبارک رهبر عزیز و شجاع انقلاب اسلامی

حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای مدظله العالی

 

سلام علیکم 

شش سال قبل فتنه ای خطرناک شبیه فتنه های زمان امیرالمؤمنین (علیه السلام) که فرصت و حلاوت درک حقیقی اسلام ناب محمدی (ص) را از مسلمانان سلب نمود این بار پیچیده و آغشته به سمّ صهیونیسم و استکبار همچون طوفانی ویرانگر، عالم اسلامی را درنوردید. 

 

این فتنه خطرناک و مسموم با هدف آتش افروزی وسیع در عالم اسلامی و درگیر نمودن مسلمانان با یکدیگر، توسط دشمنان اسلام ایجاد گردید. حرکت خبیثانه ای که تحت نام "حکومت اسلامی عراق و شام" در همان ماه های اولیه موفق شد با اغفال دهها هزار جوان مسلمان دو کشور ، بسیار اثر گذار و سرنوشت ساز عالم اسلامی "عراق" و "سوریه" را دچار بحران بسیار خطرناکی کند و صد ها هزار کیلومتر مربع از اراضی این کشورها را همراه با هزاران روستا، شهر و مراکز مهم استانی به تصرف درآورد و هزاران کارگاه و کارخانه و زیرساخت های مهم این کشور ها از جمله، راهها، پل ها، پالایشگاهها، چاهها و خطوط نفت و گاز و نیروگاه های برق و موارد دیگری از این نوع را تخریب نمودند و شهرهای مهمی همراه با آثار گران بهای تاریخی و تمدن ملی آنها را  با بمب گذاری از بین برده و یا سوزاندند. 

اگر چه آمار خسارت های وارده قابل احصاء نیست اما بررسی های اولیه حاکی از پانصد میلیارد دلار می باشد. 

 

در این حادثه، جنایات بسیار دردناکی که غیر قابل نمایش است رخ داد؛ از جمله: سربریدن کودکان یا پوست کندن زنده زنده مردان در مقابل خانواده های خود، به اسارت گرفتن دختران و زن های بی گناه و تجاوز به آنان، سوزاندن زنده زنده افراد و ذبح دسته جمعی صدها جوان. 

 

مردم مسلمان این کشورها متحیر از این طوفان مسموم, بخشی گرفتار خنجرهای برنده جنایتکاران تکفیری گردیدند و میلیون ها نفر دیگر خانه و کاشانه خود را رها کرده و آواره شهرها و کشورهای دیگر شدند. 

 

در این فتنه سیاه، هزاران مسجد و مراکز مقدس مسلمانان تخریب و یا ویران گردید و بعضاً مسجد را به همراه امام جماعت و نماز گزاران آن با هم منفجر نمودند. 

 

بیش از شش هزار جوان فریب خورده به نام دفاع از اسلام به صورت انتحاری با خودروهای پر از مواد منفجره خود را در میادین، مساجد، مدارس، حتی بیمارستانها و مراکز عمومی مسلمان ها منفجر کردند؛ که در نتیجه این اعمال جنایتکارانه ده ها هزار مرد، زن و کودک بی گناه به شهادت رسیدند.  

 

تمامی این جنایت ها بنا به اعتراف عالی ترین مقام رسمی آمریکا که هم اکنون ریاست جمهوری این کشور را بر عهده دارد توسط رهبران و سازمان های مرتبط با آمریکا طراحی و اجرا گردیده است کما اینکه همچنان این روش توسط رهبران کنونی آمریکا در حال طراحی و اجرا است. 

 

آنچه پس از لطف خداوند سبحان و عنایت خاص رسول معظم اسلام (صل الله علیه و آله) و اهل بیت گرانقدرش باعث شکست این توطئه سیاه و خطرناک گردید، رهبری خردمندانه و هدایت های حکیمانه حضرت مستطاب عالی و مرجع عالیقدر حضرت آیت العظمی سیستانی بود که موجب بسیج کلیه امکانات برای مقابله با این طوفان مسموم گردید. 

 

یقیناً پایداری دولت های عراق و سوریه و پایمردی ارتش ها و جوانان این دو کشور خصوصاً حشدالشعبی مقدس و دیگر جوانان مسلمان سایر کشورها با حضور مقتدرانه و محوری حزب الله به رهبری سید پر افتخار آن، جناب سید حسن نصرالله (حفظه الله تعالی )نقش تعیین کننده ای در به شکست کشاندن این حادثه خطرناک داشتند. 

 

قطعاً نقش ارزشمند ملت و دولت خدمتگذار جمهوری اسلامی خصوصاً ریاست محترم جمهوری اسلامی، مجلس، وزارت دفاع و سازمان های نظامی و انتظامی و امنیتی کشورمان در حمایت از دولت ها و ملت های کشورهای فوق الذکر قابل تقدیر است. 

 

حقیر به عنوان سرباز مکلف شده از جانب حضرتعالی در این میدان، با اتمام عملیات آزادسازی ابوکمال آخرین قلعه داعش با پایین کشیدن پرچم این گروه آمریکایی – صهیونیستی و برافراشتن پرچم سوریه، پایان سیطره این شجره خبیثه ملعونه را اعلام می کنم و به نمایندگی از کلیه فرماندهان و مجاهدین گمنام این صحنه و هزاران شهید و جانباز مدافع حرم ایرانی، عراقی، سوریه ای، لبنانی، افغانستانی و پاکستانی که برای دفاع از جان و نوامیس مسلمانان و مقدسات آنان جان خود را فدا کردند این پیروزی بسیار بزرگ و سرنوشت ساز را به حضرت عالی و ملت بزرگوار ایران اسلامی و ملت های مظلوم عراق و سوریه و دیگر مسلمانان جهان تبریک و تهنیت عرض می نمایم و پیشانی شکر را در مقابل پیشگاه خداوند قادر متعال به شکرانه این پیروزی بزرگ بر زمین می ساییم. 

 

وَ مَا النَّصرالّا مِن عِندِالله العَزِیزِ الحَکِیم

فرزند و سربازتان

قاسم سلیمانی


منبع:

http://www.sepahnews.com/index.php/component/k2/item/4857

 

.رزمایش گفتمان ساز نمایش فیلم های جشنواره فیلم عمار. ه هم افزایی هنرمندان انقلابی در دهه ی فجر با کمک و مشارکت در اکران فیلم های فیلمسازان انقلابی در سراسر کشور؛ برگ زرین دیگری در کارنامه عمل مخلصانه ی بدون ریای لشکر مخلص خدا؛ (بسیجیان اهل هنر) خواهد بود. ✅📝⬅️پیشنهاد می شود که برای نیل به استقلال فرهنگی؛ شبکه عظیم بسیج هنرمندان ایران اسلامی با کمک جوانان و نوجوانان از این ده روز ده ی فجر انقلاب اسلامی؛ برای ترویج غیر مستقیم گفتمان انقلاب اسلامی در یک رزمایش هنری خود جوش بزرگ و سراسری، نسبت به نمایش فیلم های جشنواره فیلم عمار تا ۲۲ بهمن در بین اقشار گوناگون مردم منبر هایی از نور٬ صدا و تصویر را در منظر نسل چهارم انقلاب بیارایند که این فرصت اگر از دست رفت پس از آن پشیمان غفلتمان خواهیم شد. وبسایت استقلال فرهنگی zqz.ir/EsteghlaleFarhangi ادمین وبسایت برای هرگونه مشاوره @EsteghlaleFarhangi صرفا برای اکران دهه ی فجری فیلم های عمار ✅ارسال فراگیر⬅️⬅️⬅️ http://t0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQjQLZatFmdHehAyL8eAGqw5sUjL2cNeHYTqcAW58tTQUDv2idw4Q ارتباط مستقیم با ⬇️⬇️⬇️ جشنواره مردمی فیلم عمار⬇️ راه های ارتباطی: شماره پیامک: ۳۰۰۰۴۵۵۰ شماره تماس: ۴۲۷۹۵۰۰۰ ارتباط با روابط عمومی: @Mehrzad57 ارتباط با اکران مردمی: @ammarfilm . و آدرس پایگاه اینترنتی http://ammarfest.ir/ . .
rel=nofollow