استقلال فرهنگی

هدف سایت استقلال فرهنگی هم افزایی در مهندسی فرهنگی جامعه

استقلال فرهنگی

هدف سایت استقلال فرهنگی هم افزایی در مهندسی فرهنگی جامعه

استقلال فرهنگی
امام خامنه ای:

من هم از مسائل فرهنگی نگرانم
و در این نگرانی نمایندگان محترم خبرگان
سهیم هستم.

دولت محترم باید به این موضوع توجه کند
و مسئولان فرهنگی نیز
باید توجه داشته باشند
که چه می کنند،

زیرا در مسائل فرهنگی
نمیتوان بی ملاحظه‌گی کرد.

مسئله فرهنگ مهم است

زیرا اساس ایستادگی
و حرکت نظام اسلامی،
مبتنی بر حفظ فرهنگ اسلامی و انقلابی
و تقویت جریان فرهنگی مؤمن و انقلابی است.

واقعاً همه باید قدر جوانان مؤمن و انقلابی را بدانند
زیرا همین جوانان هستند
که در روز خطر، سینه سپر می کنند.

کسانیکه به این جوانان با بدبینی نگاه می کنند
و تلاش دارند آنها را منزوی کنند،
به انقلاب و کشور خدمت نمی کنند.

البته این جوانان مؤمن و انقلابی
هیچگاه منزوی نخواهند شد.

مطالبی که گفته شد باید بصورت گفتمان
و باور عمومی درآید

که لازمه آن هم

تبیین منطقی و عالمانه این مسائل،

به دور از زیاده روی های گوناگون

و با زبان خوش است.

۱۳۹۲/۱۲/۱۵
leader.ir


---------------------


کانال استقلال فرهنگی
در سروش

http://sapp.ir/esteghlalefarhangi


و در تلگرام

https://telegram.me/culturalIndependence


وبسایت های متفاوت
آخرین نظرات شما


ghonoote emam


آداب الصّلاة

حضرت امام روح الله موسوی خمینی رضوان الله تعالی علیه


بسم الله الرّحمن الرّحیم

کتاب آداب الصلاة که تاریخ ختم نگارش آن در تاریخ شنبه دوم ربیع الثانى 1361 ه. ق. (30 فروردین 1321 ه. ش) است، بیان تفصیلى آداب قلبى و اسرار معنوى نماز است. سه سال پیش از تألیف این کتاب، در یکى از تصانیف گرانقدر حضرت امام (س) به نام سرّ الصّلاة همین معانى به طور موجز و به زبان خواص اهل عرفان به نگارش در آمده بود(1)، لکن آن حضرت به این منظور که عده بیشترى از مطالب آن کتاب فایده برند به تألیف کتاب حاضر به زبانى ساده‏تر پرداختند:
پیش از این رساله‏اى فراهم آوردم که به قدر میسور از اسرار صلاة در آن گنجانیدم. و چون آن را با حال عامه تناسبى نیست، در نظر گرفتم که سطرى از آداب قلبیه این معراج روحانى را در سلک تحریر در آورم، شاید برادران ایمانى را از آن تذکرى و قلب قاسى خود را تأثرى حاصل آید.
قبلًا مطاوى کتاب آداب الصلاة با توضیحات و تصرفات، با عنوان پرواز در ملکوت به چاپ رسید، و پس از آن خود کتاب منتشر گردید، اما چاپهاى قبلى به عللى، که شاید یکى از آنها نداشتن نسخه خطى بوده است، به نحو مطلوب صورت نگرفت؛ از این رو مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى با رعایت کمال دقت و امانتدارى، پس از بررسى نسخه بدلها و تطبیق با نسخه اصل که در اختیار مؤسسه است، به چاپ و نشر این اثر همت گماشت.
کتاب داراى دو مقدمه است که حضرت امام در سال 1363 ه. ش نگاشته ‏اند و در آنها این اثر را به فرزند گرامیشان، حضرت حجة الاسلام و المسلمین حاج سید احمد خمینى و خانم فاطمه طباطبایى (همسر جناب حاج سید احمد خمینى) اهدا فرموده ‏اند. متن دستخط این دو مقدمه نیز در این کتاب چاپ شده است.
این چاپ همراه با پاورقیها و توضیحاتى است که در آنها منابع و م‏آخذ احادیث و اقوال ذکر گردیده و جملات عربى داخل متن ترجمه شده است؛ همه این حواشى- بجز معدودى از آنها که حضرت امام خود مرقوم فرموده‏اند و با علامت ستاره (*) مشخص شده- و همچنین فهارس مختلف این کتاب توسط این مؤسسه تهیه و تنظیم گردیده است.(2)
یکهزار جلد از تیراژ نخستین چاپ همراه با تصویر کامل متن نسخه خطى به منظور استفاده کتابخانه‏ها و علاقمندان آثار خطى امام منتشر گردیده، و در بقیه نمونه‏اى از دستخط چاپ شده است.
از مسئولان و کارکنان شرکت انتشارات علمى و فرهنگى که در کار چاپ این اثر یاور ما بوده‏اند صمیمانه تشکر مى‏کنیم.
بر آن حضرت درود مى‏فرستیم و از خداوند بزرگ مى‏خواهیم ما را توفیق بیشتر در راه خدمت به اسلام عطا فرماید.
- مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى (س)
بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم‏
کتاب آداب الصلاة را، که خود از آن بهره ‏اى نبردم جز تأسّف بر قصور و تقصیر بر ایّام گذشته که توانایى بر خودسازى داشتم و حسرت و ندامت در روزگار پیرى که دستم تهى و بارم سنگین و راهى بس دراز و پایم لنگ و آواى رحیل در گوش است، هدیه کردم به فرزند عزیزم احمد که از قدرت جوانى کامیاب است؛ شاید او ان شاء اللَّه تعالى از محتویات آن، که از کتاب کریم و سنّت شریف و افادات بزرگان فراهم شده است، بهره‏مند شود و به معراج حقیقى از رهنمایى اهل معرفت راه یابد و دل از این ظلمتکده برکند و به مقصد اصلى انسانیت، که انبیاء عظام و اولیاء کرام- علیهم صلوات اللَّه و سلامه- و اهل اللَّه بر آن راه یافتند و دیگران را دعوت فرمودند، توفیق یابد.
پسرم، خود را که به فطرت اللَّه تخمیر شده‏اى دریاب و از گرداب ضلالت امواج سهمگین خودبینى و خودخواهى نجات ده و به سفینه نوح که پرتو ولایت اللَّه است رکوب کن که مَنْ رَکِبَها نَجا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْها هَلَک‏(3). فرزندم، کوشش کن که در صراط مستقیم، که صراط اللَّه است، و لو لنگان لنگان حرکت کنى و حرکات و سکنات قلبى و قالبى را رنگ معنویت و الوهیت دهى و خدمت به خلق را براى آنکه خلق خدا هستند بنمایى. انبیاء عظام و اولیاء خاص خدا در عین حال که مشابه دیگران اشتغال به کارها داشته‏اند، هیچگاه در دنیا وارد نبوده‏اند؛ چون اشتغالشان بالحق و للحق بوده؛ در عین حال از رسول ختمى صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم روایت شده که فرموده است: لَیُغانُ عَلى‏ قَلبى وَ انّى لَاسْتَغفِرُ اللَّه فى کُلِّ یَومٍ سَبْعینَ مَرَّة(4) - شاید رؤیت حق در کثرت را کدورتْ حساب مى‏فرمود.
پسرم، خود را مهیا کن که پس از من بر تو جفاها رود و نگرانیها که از من دارند به حساب تو گذارند. اگر حساب خود را با خداى خود صاف کنى و پناه به ذکر اللَّه برى، هراسى از خلق به خود راه مده که حساب خلق زودگذر است و آنچه ازلى است حساب در پیشگاه حق است.
فرزندم، پس از من ممکن است پیشنهاد خدمتى بر تو شود، در صورتى که قصدت خدمت به جمهورى اسلامى و اسلام عزیز است رد مکن؛ و اگر خداى نخواسته براى هواهاى نفسانى و ارضاى شهوات است، از آن اجتناب کن که مقامات دنیوى ارزش آن ندارد که خود را در راه آنها تباه کنى.
بارالها، احمد و تبارش و متعلّقانش، که از بندگان تو و تبار رسول اکرمند، اینان را در دنیا و آخرت سعادتمند فرما و دست شیطان رجیم را از آسیب به آنها کوتاه فرما.
خداوندا، ما ضعیف و ناتوانیم و عقب افتاده از قافله سالکان، تو خود از ما دستگیرى فرما. رَبَّنا عامِلْنا بِفَضْلِکَ وَ لا تُعامِلْنا بِعَدْلِک. و السلام على عباد اللَّه الصَّالحین.
- 23 ربیع الاول 1405- 25 آذر 1363- روح اللَّه الموسوی الخمینى بسمه تعالى‏
افسوس که عمر در بطالت بگذشت با بار گنه بدون طاعت بگذشت
فردا که به صحنه مجازات روم گویند که هنگام ندامت بگذشت

کتاب آداب الصلاة را، که به دختر عزیزم فاطى‏(5)، که خدایش از مصلّین قرار دهد، اعطا مى‏نمایم، از تاریخ اتمام آن بیش از چهل سال مى‏گذرد. و قبل از آن- به چند سال- کتاب سرّ الصلاة را اتمام نمودم. و از آن سالها تا کنون بیش از چهل سال مى‏گذرد و من نه اسرار صلاة را دریافتم، و نه به آداب آن پرداختم، که یافتن غیر از بافتن است و ساختن جدا از پرداختن. و این کتابها حجتى است از مولى‏ بر این عبد بى‏مایه. و به خداى تعالى پناه مى‏برم از آنکه مشمول آیه شریفه کمرشکن لِمَ تَقُولُوَن ما لا تَفْعَلُونَ. کَبُرَ مَقْتاً عِندَ اللَّه انْ تَقْولُوا ما لا تَفْعَلُون‏(6) باشم، و پناهى جز رحمت واسعه‏اش ندارم. و تو اى دخترم، امید است که توفیق به کار بستن آداب این معراج بزرگ الهى را داشته باشى و به راهنمائى این براق الهى از بیت مظلم نفسْ هجرت کنى الى اللَّه. و به خداى بزرگ پناه مى‏دهم تو را از آنکه مطالعه این اوراق بر تعلّقات نفسانیه‏ات نیفزاید و تو را چون نویسنده ملعبه شیطان نکند.
دخترم، هر چند در تو بحمد اللَّه لطافت روحى یافتم که امید آن است که هدایت اللَّه شامل حالت شود و با عنایت او جلّ و علا از چاه عمیق طبیعت خلاص شوى و به صراط مستقیم انسانیت راه یابى، لکن از کید شیطان و نفس خطرناکتر از آن غافل مباش و به خداى بزرگ پناهنده شو انَّه رَحیمٌ بِعِبادِه.
دخترم، اگر از مطالعه این اوراق خداى نخواسته نتیجه حاصل نشود مگر خودنمائى و مجلس آرائى و سر توى سرها آوردن، بهتر است از مطالعه آن صرف نظر بلکه احتراز کنى که مبادا چون من گرفتار تأسّف شوى. و اگر ان شاء اللَّه خود را مهیّا کنى که از مطالبى که از کتاب و سنّت و اخبار اهل بیت عصمت و افادات اهل معرفت اخذ شده است به جان استفاده کنى و استعداد و لطافت قریحه‏اى را که خداوند عطا فرموده به کار اندازى، بسم اللَّه، این گوى و این میدان. امید است در این معراج انسانى و معجون رحمانى دل از غیر خالى کنى و با آب حیات قلب را شستشو دهى و چهار تکبیر زده خود را از خودى برهانى تا به دوست برسى: وَ مَنْ یَخْرُجْ مِنْ بَیْتِهِ مُهاجِراً الىَ اللَّه وَ رَسُولِهِ ثُمَّ یُدْرِکْهُ الْمَوتُ فَقَدْ وَقَعَ اجْرُهُ عَلَى اللَّه‏(7).
بارالها، ما را مهاجر الى اللَّه و رسوله قرار ده و به فنا برسان؛ و فاطى و احمد را توفیق خدمت عنایت کن و به سعادت برسان.
- و السّلام- 2 صفر المظفّر 1405- روح اللَّه الموسوی الخمینى
خطبة الکتاب‏
بسم اللَّه الرحمن الرحیم الْحَمْدُ للَّه رَبِّ الْعالَمینَ وَ صَلَّى اللَّه عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرینَ وَ لَعْنَةُ اللَّه عَلى أعْدائِهِمْ اجْمَعینَ مِنَ الآنَ الى قِیامِ یَوْمِ الدّین.
خداوندا، قدم سیر ما از وصول به بارگاه قدس تو کوتاه است و دست طلب ما از دامن انس تو قاصر، حجابهاى شهوت و غفلتْ بصیرت ما را از جمال جمیل تو محجوب کرده، و پرده‏هاى غلیظ حبّ دنیا و شیطنتْ قلوب ما را از توجّه به عزّ جلال تو مهجور نموده؛ راه آخرت باریک و طریق انسانیّت حدید، و ما بیچاره‏ها چون عنکبوتان در فکر قدید، متحیّرانى هستیم که چون کرم ابریشم از سلسله‏هاى شهوات و آمال بر خود تنیده و یکسره از عالم غیب و محفل انس چشم بریده؛ جز آن که از بارقه الهیّه چشم دل ما را روشنى بخشى و از جذوه غیبیّه ما را از خود بى‏خود فرمایى.
الهى هَبْ لِى کَمالَ الانْقِطاعِ الَیْکَ، وَ انِرْ ابْصارَ قلوبِنا بِضِیاءِ نَظَرِها الَیْکَ حَتّى‏ تَخْرِقَ ابْصارُ القُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ، فَتَصِلَ الى‏ مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ، وَ تَصِیرَ ارْواحُنا مُعَلَّقةً بِعِزِّ قُدْسِک.(8)
و بعد، ایّامى چند پیش از این، رساله‏اى‏(9) فراهم آوردم که به قدر میسور از اسرار صلاة در آن گنجانیدم، و چون آن را با حال عامّه تناسبى نیست در نظر گرفتم که شطرى از آداب قلبیّه این معراج روحانى را در سلک تحریر درآورم، شاید برادران ایمانى را از آن تذکّرى و قلب قاسى خود را تأثّرى حاصل آید. و به خداى تبارک و تعالى پناه مى‏برم از تصرّف شیطان و حصول خذلان انَّهُ وَلىٌّ قَدیر. و مرتب نمودم آن را بر یک مقدّمه و چند مقاله و یک خاتمه.
امّا مقدّمه‏
بدان که از براى نماز غیر از این صورتْ معنایى است و غیر از این ظاهر باطنى است؛ و چنانچه ظاهر را آدابى است که مراعات ننمودن آنها یا موجب بطلان نماز صورى یا نقصان آن گردد، همین طور از براى باطن آدابى است قلبیّه باطنیه که با مراعات ننمودن آنها نماز معنوى را بطلان یا نقصان دست دهد؛ چنانچه با مراعات آنها نماز داراى روح ملکوتى شود. و ممکن است پس از مراقبت و اهتمام به آداب باطنیّه قلبیّه، شخص مصلّى را نصیبى از سرّ الهى نماز اهل معرفت و اصحاب قلوب حاصل شود که...



بقیه متن کتاب را از لینک وبسایت اخلاق مطالعه بفرمایید:

وبسایت اخلاق دات نت

http://akhlagh.net


***********

آداب الصلاة
امام خمینى رضوان الله تعالی علیه

از وبسایت مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتن


- فهرست -

  مشخصات کتاب‏
  خطبة الکتاب‏
  امّا مقدّمه‏
  مقاله اولى‏ در آدابى که در تمام حالات نماز بلکه در تمام عبادات و مناسک ضرور است و در آن چند فصل است.
  فصل اوّل‏
  فصل دوم در مراتب مقامات اهل سلوک‏
  فصل سوم در بیان خشوع است‏
  فصل چهارم‏
  فصل پنجم در بیان محافظت عبادت از تصرف شیطان است‏
  فصل ششم در بیان نشاط و بهجت است‏
  فصل هفتم در بیان تفهیم است‏
  فصل هشتم در بیان حضور قلب است‏
  فصل نهم در بیان احادیث راجع به حضور قلب‏
  فصل دهم در دعوت به تحصیل حضور قلب‏
  فصل یازدهم در بیان دواى هرزه گردى خیال‏
  فصل دوازدهم در بیان آنکه حبّ دنیا باعث تشتّت خیال است‏


  مقاله ثانیه در مقدّمات نماز است و ذکر بعض آداب قلبیه آن و در آن چند مقصد است‏
  مقصد اوّل در طهارت است و در آن چند فصل است‏
  فصل اوّل در بیان اجمالى طهور است‏
  فصل دوم در اشاره به مراتب طهور است‏
  فصل سوم در آداب قلبیّه سالک است هنگام توجّه به آب براى طهارت‏
  فصل چهارم در طهور است‏
  فصل پنجم در شمه‏اى از آداب وضو است به حسب باطن و قلب‏
  فصل ششم در غسل است و آداب قلبیّه آن‏
  فصل هفتم در پاره‏اى از آداب باطنیّه ازاله نجاست و تطهیر از اخباث است‏
  مقصد دوم در شمّه‏اى از آداب لباس است و در آن دو مقام است‏
  مقام اوّل در آداب مطلق لباس است‏
  مقام دوم در پاره‏اى از آداب لباس مصلّى است و در آن دو باب است‏
  باب اوّل در سرّ طهارت لباس است‏
  باب دوم در اعتبارات قلبیّه ستر عورت است‏
  مقصد سوم در آداب قلبیه مکان مصلّى است و در آن دو فصل است‏
  فصل اوّل در معرفت مکان است‏
  فصل دوم در بعض آداب اباحه مکان است‏
  مقصد چهارم در آداب قلبیه وقت است و در آن دو فصل است‏
  فصل اوّل‏
  فصل دوم در مواظبت از وقت‏
  مقصد پنجم در بعض آداب استقبال است و در آن دو فصل است‏
  فصل اوّل در سرّ جملى استقبال است‏
  فصل دوم در بعضى از آداب قلبیه استقبال است‏
  مقاله ثالثه در مقارنات نماز است و در آن چند باب است‏
  باب اول در بعض آداب اذان و اقامه است و در آن پنج فصل است‏
  فصل اوّل در سرّ جملى و آداب اجمالیّه آنها است‏
  فصل دوم در بعضى از آداب و اسرار تکبیرات اذان و اقامه است‏
  فصل سوم در بعض آداب شهادت به الوهیت است و بیان ارتباط آن با اذان و نماز
  فصل چهارم در بعض آداب شهادت به رسالت است و در آن اشاره به شهادت به ولایت است‏
  فصل پنجم در بعضى از آداب حیعلات است‏
  باب دوم در قیام است و در آن دو فصل است‏
  فصل اول در سرّ جملى قیام است‏
  فصل دوم در آداب قیام است‏
  در موعظه‏اى حسنه‏
  باب سوم در سرّ نیّت و آداب آن است و در آن پنج فصل است‏
  فصل اول در حقیقت نیّت است در عبادات‏
  فصل دوم‏
  فصل سوم در بیان بعضى مراتب اخلاص است‏
  فصل چهارم‏
  فصل پنجم‏
  باب چهارم در ذکر شمه‏اى از آداب قرائت و پاره‏اى از اسرار آن‏
  مصباح اول در آداب مطلقه قرائت قرآن شریف است و در آن چند فصل است‏
  فصل اوّل‏
  فصل دوم‏
  فصل سوم‏
  فصل چهارم‏
  فصل پنجم‏
  فصل ششم‏
  مصباح دوم در ذکر شمه‏اى از آداب قرائت است در خصوص نماز و در آن چند فصل است.
  فصل اول‏
  فصل دوم در بعض آداب استعاذه است‏
  فصل سوم در بیان ارکان استعاذه است و آن چهار است‏
  فصل چهارم در بعض آداب تسمیه است‏
  فصل پنجم در بیان اجمالى از تفسیر سوره مبارکه حمد و در آن شمه‏اى از آداب تحمید و قرائت است.
  فصل ششم در شمه‏اى از تفسیر سوره مبارکه توحید
  فصل هفتم در شمّه‏اى از تفسیر سوره مبارکه قدر به قدر مناسبت این اوراق‏
  باب پنجم در شمّه‏اى از آداب و اسرار رکوع است و در آن پنج فصل است‏
  فصل اول در تکبیر قبل از رکوع است‏
  فصل دوم در آداب انحناء رکوعى است‏
  فصل سوّم‏
  فصل چهارم‏
  فصل پنجم در رفع رأس از رکوع است‏
  باب ششم در اشاره اجمالیه به اسرار و آداب سجود است و در آن چند فصل است‏
  فصل اوّل در سرّ جملى آن است‏
  فصل دوم‏
  فصل سوم‏
  فصل چهارم‏
  باب هفتم در اشاره اجمالیّه به آداب تشهّد است و در آن دو فصل است‏
  فصل اوّل‏
  فصل دوم‏
  باب هشتم در آداب سلام است و در آن دو فصل است‏
  فصل اوّل‏
  فصل دوم‏
  خاتمه کتاب در آداب بعضى از امور داخله و خارجه نماز است و در آن چند فصل است‏
  فصل اوّل در تسبیحات اربعه است که در رکعت ثالث و رابع نماز خوانده مى‏شود و اسرار و آداب قلبیّه آن به قدر مناسب‏
  رکن اول در تسبیح است.
  رکن دوم تحمید است.
  رکن سوم تهلیل است‏
  فصل دوم در آداب قلبیه قنوت است‏
  ختم و دعاء


برای مطالعه متن کتاب

روی لینک زیر کلیک راست

و در new tab  باز بفرمایید

منبع:

مرکز اسلامی واشنگتن

http://www.islamicecenter.com/ketaabkhaaneh/NAMAAZ/aadaabossalaat_khomeini_fehrest.html

نظرات  (۱)

۱۶ ارديبهشت ۹۲ ، ۲۰:۰۷ آداب الصلاه امام خمینی

آداب الصّلاه

حضرت امام روح الله موسوی خمینی رضوان الله تعالی علیه


بسم الله الرّحمن الرّحیم

کتاب آداب الصلاة که تاریخ ختم نگارش آن در تاریخ شنبه دوم ربیع الثانى 1361 ه. ق. (30 فروردین 1321 ه. ش) است، بیان تفصیلى آداب قلبى و اسرار معنوى نماز است. سه سال پیش از تألیف این کتاب، در یکى از تصانیف گرانقدر حضرت امام (س) به نام سرّ الصّلاة همین معانى به طور موجز و به زبان خواص اهل عرفان به نگارش در آمده بود(1)، لکن آن حضرت به این منظور که عده بیشترى از مطالب آن کتاب فایده برند به تألیف کتاب حاضر به زبانى ساده‏تر پرداختند:
پیش از این رساله‏اى فراهم آوردم که به قدر میسور از اسرار صلاة در آن گنجانیدم. و چون آن را با حال عامه تناسبى نیست، در نظر گرفتم که سطرى از آداب قلبیه این معراج روحانى را در سلک تحریر در آورم، شاید برادران ایمانى را از آن تذکرى و قلب قاسى خود را تأثرى حاصل آید.
قبلًا مطاوى کتاب آداب الصلاة با توضیحات و تصرفات، با عنوان پرواز در ملکوت به چاپ رسید، و پس از آن خود کتاب منتشر گردید، اما چاپهاى قبلى به عللى، که شاید یکى از آنها نداشتن نسخه خطى بوده است، به نحو مطلوب صورت نگرفت؛ از این رو مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى با رعایت کمال دقت و امانتدارى، پس از بررسى نسخه بدلها و تطبیق با نسخه اصل که در اختیار مؤسسه است، به چاپ و نشر این اثر همت گماشت.
کتاب داراى دو مقدمه است که حضرت امام در سال 1363 ه. ش نگاشته ‏اند و در آنها این اثر را به فرزند گرامیشان، حضرت حجة الاسلام و المسلمین حاج سید احمد خمینى و خانم فاطمه طباطبایى (همسر جناب حاج سید احمد خمینى) اهدا فرموده ‏اند. متن دستخط این دو مقدمه نیز در این کتاب چاپ شده است.
این چاپ همراه با پاورقیها و توضیحاتى است که در آنها منابع و م‏آخذ احادیث و اقوال ذکر گردیده و جملات عربى داخل متن ترجمه شده است؛ همه این حواشى- بجز معدودى از آنها که حضرت امام خود مرقوم فرموده‏اند و با علامت ستاره (*) مشخص شده- و همچنین فهارس مختلف این کتاب توسط این مؤسسه تهیه و تنظیم گردیده است.(2)
یکهزار جلد از تیراژ نخستین چاپ همراه با تصویر کامل متن نسخه خطى به منظور استفاده کتابخانه‏ها و علاقمندان آثار خطى امام منتشر گردیده، و در بقیه نمونه‏اى از دستخط چاپ شده است.
از مسئولان و کارکنان شرکت انتشارات علمى و فرهنگى که در کار چاپ این اثر یاور ما بوده‏اند صمیمانه تشکر مى‏کنیم.
بر آن حضرت درود مى‏فرستیم و از خداوند بزرگ مى‏خواهیم ما را توفیق بیشتر در راه خدمت به اسلام عطا فرماید.
- مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى (س)
بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم‏
کتاب آداب الصلاة را، که خود از آن بهره ‏اى نبردم جز تأسّف بر قصور و تقصیر بر ایّام گذشته که توانایى بر خودسازى داشتم و حسرت و ندامت در روزگار پیرى که دستم تهى و بارم سنگین و راهى بس دراز و پایم لنگ و آواى رحیل در گوش است، هدیه کردم به فرزند عزیزم احمد که از قدرت جوانى کامیاب است؛ شاید او ان شاء اللَّه تعالى از محتویات آن، که از کتاب کریم و سنّت شریف و افادات بزرگان فراهم شده است، بهره‏مند شود و به معراج حقیقى از رهنمایى اهل معرفت راه یابد و دل از این ظلمتکده برکند و به مقصد اصلى انسانیت، که انبیاء عظام و اولیاء کرام- علیهم صلوات اللَّه و سلامه- و اهل اللَّه بر آن راه یافتند و دیگران را دعوت فرمودند، توفیق یابد.
پسرم، خود را که به فطرت اللَّه تخمیر شده‏اى دریاب و از گرداب ضلالت امواج سهمگین خودبینى و خودخواهى نجات ده و به سفینه نوح که پرتو ولایت اللَّه است رکوب کن که مَنْ رَکِبَها نَجا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْها هَلَک‏(3). فرزندم، کوشش کن که در صراط مستقیم، که صراط اللَّه است، و لو لنگان لنگان حرکت کنى و حرکات و سکنات قلبى و قالبى را رنگ معنویت و الوهیت دهى و خدمت به خلق را براى آنکه خلق خدا هستند بنمایى. انبیاء عظام و اولیاء خاص خدا در عین حال که مشابه دیگران اشتغال به کارها داشته‏اند، هیچگاه در دنیا وارد نبوده‏اند؛ چون اشتغالشان بالحق و للحق بوده؛ در عین حال از رسول ختمى صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم روایت شده که فرموده است: لَیُغانُ عَلى‏ قَلبى وَ انّى لَاسْتَغفِرُ اللَّه فى کُلِّ یَومٍ سَبْعینَ مَرَّة(4) - شاید رؤیت حق در کثرت را کدورتْ حساب مى‏فرمود.
پسرم، خود را مهیا کن که پس از من بر تو جفاها رود و نگرانیها که از من دارند به حساب تو گذارند. اگر حساب خود را با خداى خود صاف کنى و پناه به ذکر اللَّه برى، هراسى از خلق به خود راه مده که حساب خلق زودگذر است و آنچه ازلى است حساب در پیشگاه حق است.
فرزندم، پس از من ممکن است پیشنهاد خدمتى بر تو شود، در صورتى که قصدت خدمت به جمهورى اسلامى و اسلام عزیز است رد مکن؛ و اگر خداى نخواسته براى هواهاى نفسانى و ارضاى شهوات است، از آن اجتناب کن که مقامات دنیوى ارزش آن ندارد که خود را در راه آنها تباه کنى.
بارالها، احمد و تبارش و متعلّقانش، که از بندگان تو و تبار رسول اکرمند، اینان را در دنیا و آخرت سعادتمند فرما و دست شیطان رجیم را از آسیب به آنها کوتاه فرما.
خداوندا، ما ضعیف و ناتوانیم و عقب افتاده از قافله سالکان، تو خود از ما دستگیرى فرما. رَبَّنا عامِلْنا بِفَضْلِکَ وَ لا تُعامِلْنا بِعَدْلِک. و السلام على عباد اللَّه الصَّالحین.
- 23 ربیع الاول 1405- 25 آذر 1363- روح اللَّه الموسوی الخمینى بسمه تعالى‏
افسوس که عمر در بطالت بگذشت با بار گنه بدون طاعت بگذشت
فردا که به صحنه مجازات روم گویند که هنگام ندامت بگذشت
کتاب آداب الصلاة را، که به دختر عزیزم فاطى‏(5)، که خدایش از مصلّین قرار دهد، اعطا مى‏نمایم، از تاریخ اتمام آن بیش از چهل سال مى‏گذرد. و قبل از آن- به چند سال- کتاب سرّ الصلاة را اتمام نمودم. و از آن سالها تا کنون بیش از چهل سال مى‏گذرد و من نه اسرار صلاة را دریافتم، و نه به آداب آن پرداختم، که یافتن غیر از بافتن است و ساختن جدا از پرداختن. و این کتابها حجتى است از مولى‏ بر این عبد بى‏مایه. و به خداى تعالى پناه مى‏برم از آنکه مشمول آیه شریفه کمرشکن لِمَ تَقُولُوَن ما لا تَفْعَلُونَ. کَبُرَ مَقْتاً عِندَ اللَّه انْ تَقْولُوا ما لا تَفْعَلُون‏(6) باشم، و پناهى جز رحمت واسعه‏اش ندارم. و تو اى دخترم، امید است که توفیق به کار بستن آداب این معراج بزرگ الهى را داشته باشى و به راهنمائى این براق الهى از بیت مظلم نفسْ هجرت کنى الى اللَّه. و به خداى بزرگ پناه مى‏دهم تو را از آنکه مطالعه این اوراق بر تعلّقات نفسانیه‏ات نیفزاید و تو را چون نویسنده ملعبه شیطان نکند.
دخترم، هر چند در تو بحمد اللَّه لطافت روحى یافتم که امید آن است که هدایت اللَّه شامل حالت شود و با عنایت او جلّ و علا از چاه عمیق طبیعت خلاص شوى و به صراط مستقیم انسانیت راه یابى، لکن از کید شیطان و نفس خطرناکتر از آن غافل مباش و به خداى بزرگ پناهنده شو انَّه رَحیمٌ بِعِبادِه.
دخترم، اگر از مطالعه این اوراق خداى نخواسته نتیجه حاصل نشود مگر خودنمائى و مجلس آرائى و سر توى سرها آوردن، بهتر است از مطالعه آن صرف نظر بلکه احتراز کنى که مبادا چون من گرفتار تأسّف شوى. و اگر ان شاء اللَّه خود را مهیّا کنى که از مطالبى که از کتاب و سنّت و اخبار اهل بیت عصمت و افادات اهل معرفت اخذ شده است به جان استفاده کنى و استعداد و لطافت قریحه‏اى را که خداوند عطا فرموده به کار اندازى، بسم اللَّه، این گوى و این میدان. امید است در این معراج انسانى و معجون رحمانى دل از غیر خالى کنى و با آب حیات قلب را شستشو دهى و چهار تکبیر زده خود را از خودى برهانى تا به دوست برسى: وَ مَنْ یَخْرُجْ مِنْ بَیْتِهِ مُهاجِراً الىَ اللَّه وَ رَسُولِهِ ثُمَّ یُدْرِکْهُ الْمَوتُ فَقَدْ وَقَعَ اجْرُهُ عَلَى اللَّه‏(7).
بارالها، ما را مهاجر الى اللَّه و رسوله قرار ده و به فنا برسان؛ و فاطى و احمد را توفیق خدمت عنایت کن و به سعادت برسان.
- و السّلام- 2 صفر المظفّر 1405- روح اللَّه الموسوی الخمینى
خطبة الکتاب‏
بسم اللَّه الرحمن الرحیم الْحَمْدُ للَّه رَبِّ الْعالَمینَ وَ صَلَّى اللَّه عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرینَ وَ لَعْنَةُ اللَّه عَلى أعْدائِهِمْ اجْمَعینَ مِنَ الآنَ الى قِیامِ یَوْمِ الدّین.
خداوندا، قدم سیر ما از وصول به بارگاه قدس تو کوتاه است و دست طلب ما از دامن انس تو قاصر، حجابهاى شهوت و غفلتْ بصیرت ما را از جمال جمیل تو محجوب کرده، و پرده‏هاى غلیظ حبّ دنیا و شیطنتْ قلوب ما را از توجّه به عزّ جلال تو مهجور نموده؛ راه آخرت باریک و طریق انسانیّت حدید، و ما بیچاره‏ها چون عنکبوتان در فکر قدید، متحیّرانى هستیم که چون کرم ابریشم از سلسله‏هاى شهوات و آمال بر خود تنیده و یکسره از عالم غیب و محفل انس چشم بریده؛ جز آن که از بارقه الهیّه چشم دل ما را روشنى بخشى و از جذوه غیبیّه ما را از خود بى‏خود فرمایى.
الهى هَبْ لِى کَمالَ الانْقِطاعِ الَیْکَ، وَ انِرْ ابْصارَ قلوبِنا بِضِیاءِ نَظَرِها الَیْکَ حَتّى‏ تَخْرِقَ ابْصارُ القُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ، فَتَصِلَ الى‏ مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ، وَ تَصِیرَ ارْواحُنا مُعَلَّقةً بِعِزِّ قُدْسِک.(8)
و بعد، ایّامى چند پیش از این، رساله‏اى‏(9) فراهم آوردم که به قدر میسور از اسرار صلاة در آن گنجانیدم، و چون آن را با حال عامّه تناسبى نیست در نظر گرفتم که شطرى از آداب قلبیّه این معراج روحانى را در سلک تحریر درآورم، شاید برادران ایمانى را از آن تذکّرى و قلب قاسى خود را تأثّرى حاصل آید. و به خداى تبارک و تعالى پناه مى‏برم از تصرّف شیطان و حصول خذلان انَّهُ وَلىٌّ قَدیر. و مرتب نمودم آن را بر یک مقدّمه و چند مقاله و یک خاتمه.
امّا مقدّمه‏
بدان که از براى نماز غیر از این صورتْ معنایى است و غیر از این ظاهر باطنى است؛ و چنانچه ظاهر را آدابى است که مراعات ننمودن آنها یا موجب بطلان نماز صورى یا نقصان آن گردد، همین طور از براى باطن آدابى است قلبیّه باطنیه که با مراعات ننمودن آنها نماز معنوى را بطلان یا نقصان دست دهد؛ چنانچه با مراعات آنها نماز داراى روح ملکوتى شود. و ممکن است پس از مراقبت و اهتمام به آداب باطنیّه قلبیّه، شخص مصلّى را نصیبى از سرّ الهى نماز اهل معرفت و اصحاب قلوب حاصل شود که آن قرّة العین اهل سلوک‏(10) و حقیقت معراج قرب محبوب است.(11) و آنچه گفته شد که براى نماز باطن و صورت غیبیّه ملکوتیّه است، علاوه بر آنکه موافق ضربى از برهان و مطابق مشاهدات اصحاب سلوک و ریاضت است، آیات و اخبار کثیره عموماً و خصوصاً نیز دلالت بر آن دارد؛ و ما به ذکر بعضى از آن این اوراق را متبرّک مى‏کنیم.
از آن جمله قول خداى تعالى است: یَوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْسٍ مَا عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُحْضَراً و ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ انَّ بَیْنَها وَ بَیْنَهُ أَمَداً بَعیداً(12). آیه شریفه دلالت کند که هر کسى اعمال خوب و بد خود را حاضر مى‏بیند و صورت باطنیّه غیبیّه آنها را مشاهده کند. چنانچه در آیه شریفه دیگر فرماید: و وَجَدُوا ما عَمِلوُا حاضِراً(13). و در آیه دیگر فرماید: فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَه‏(14) ... الخ دلالت کند بر آن که نفسْ اعمال را معاینه کند.
و اما احادیث شریفه در این مقام بیشتر از آن است که در این صفحات بگنجد و ما به ذکر بعض آن اکتفا مى‏کنیم.
از آن جمله در وسائل سند به حضرت صادق سلام اللَّه علیه رساند؛ قالَ: مَنْ صَلَّى الصَّلواتِ الْمَفْرُوضاتِ فِى اوَّلِ وَقْتِها وَ أقامَ حُدودَها، رَفَعَهَا الْمَلَکُ الَى السَّماءِ بَیْضاءَ نَقِیَّةً؛ تَقُولُ: حَفَظَکَ اللَّه کَما حَفَظْتَنى اسْتَودَعْتَنى مَلَکاً کَریماً. وَ مَنْ صَلّاها بَعْدَ وَقْتِها مِنْ غَیْرِ عِلَّةٍ وَ لَمْ یُقِمْ حُدودَها، رَفَعَها المَلَکُ سَوْداءَ مُظْلِمَةً؛ وَ هِىَ تَهْتِفُ بِهِ: ضَیَّعْتَنى ضَیَّعَکَ اللَّه کَما ضَیَّعْتَنى وَ لا رَعاکَ اللَّه کَما لَمْ تَرْعَنى‏(15). دلالت کند بر آن که نماز را ملائکة اللَّه بالا برند به سوى آسمان یا با صورت پاکیزه سفید. و آن در وقتى است که در اوّل وقت به جا آورد و ملاحظه آداب آن نماید؛ و در این صورت دعاى خیر به نمازگزار کند. و یا با صورت تاریک سیاه. و آن در وقتى است که آن را بى‏عذر تأخیر اندازد و اقامه حدود آن نکند؛ و در این صورت او را نفرین کند. و این حدیث علاوه بر آنکه دلالت بر صور غیبیّه ملکوتیّه کند دلالت بر حیات آنها نیز کند؛ چنانچه برهان نیز قائم است بر آن و آیات و اخبار دلالت بر آن کند. چنانچه حق تعالى فرماید: وَ إِنَّ الدّارَ الآخِرَةَ لَهِىَ الْحَیَوان‏(16). و به مضمون این حدیث شریف احادیث دیگرى است که ذکر آنها موجب تطویل است.
و از حضرت صادق سلام اللَّه علیه روایت است که. چون بنده مؤمن داخل قبر شود، نماز در جانب راست او و زکات در جانب چپ او است، و خوبى او بر او سایه افکند و صبر در گوشه‏اى قرار گیرد؛ و چون دو ملکى که موکّل سؤالند داخل شوند، صبر به نماز و زکات و نیکویى گوید: با شما باد یارى رفیقتان و اگر شما عاجز شدید من با او هستم(17). و این حدیث شریف را در کافى شریف به دو طریق نقل فرموده و شیخ صدوق رحمه اللَّه در ثواب الاعمال حدیث فرموده. و دلالت آن بر صور غیبیّه برزخیّه و حیات و شعور آنها واضح است. و احادیث تمثّل قرآن به صورت ملکوتیّه و تمثّل نماز بسیار است. و اما آنچه گفته شد که از براى نماز و سایر عبادات جز این آداب صوریّه آداب قلبیه‏ایست که بدون آن آدابْ نماز ناقص است یا اصلًا مقبول درگاه نیست، در خلال این اوراق، که شماره آداب قلبیّه مى‏شود، مذکور خواهد شد ان شاء اللَّه.
و آنچه در این مقام باید دانست آن است که اکتفا نمودن به صورت نماز و قشر آن و محروم ماندن از برکات و کمالات باطنیّه آن، که موجب سعادات ابدیّه بلکه باعث جوار ربّ العزّة و مرقاة عروج به مقام وصول به وصال محبوب مطلق- که غایت آمال اولیاء و منتهاى آرزوى اصحاب معرفت و ارباب قلوب بلکه قرّة العین سیّد رسل صلّى اللَّه علیه و آله‏(18) است از اعلا مراتب خسران و زیان کارى است که پس از خروج از این نشأه و ورود در محاسبه الهیّه موجب حسرتهایى است که عقل ما از ادراک آن عاجز است. ما تا در حجاب عالم ملک و خدر طبیعت هستیم از آن عالم نمى‏توانیم ادراکى نماییم و دستى از دور بر آتش داریم. کدام حسرت و ندامت و زیان و خسارت بالاتر از آن است که چیزى که وسیله کمال و سعادت انسان و دواى درد نقایص قلبیّه است و در حقیقت صورت کمالیّه انسانیّه است، ما پس از چهل پنجاه سال تعب در راه آن از آن به هیچ وجه استفاده روحیّه نکرده سهل است مایه کدورت قلبیّه و حجابهاى ظلمانیّه شود، و آنچه قرّة العین رسول اکرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلم است موجب ضعف بصیرت ما گردد یا حَسْرَتى علَى‏ ما فَرَّطْتُ فى جَنْبِ اللَّه.(19)
پس اى عزیز، دامن همّت به کمر زن و دست طلب بگشاى و با هر تعب و زحمتى است حالات خود را اصلاح کن و شرایط روحیّه نماز اهل معرفت را تحصیل کن؛ و از این معجون الهى که با کشف تامّ محمدى صلّى اللَّه علیه و آله براى درمان تمام دردها و نقصهاى نفوس فراهم آمده استفاده کن؛ و خود را تا مجال است از این منزلگاه ظلمت و حسرت و ندامت و چاه عمیق بُعد از ساحت مقدس ربوبیّت جلّ و علا کوچ ده و مستخلص کن و به معراج وصال و قرب کمالْ خود را برسان؛ که اگر این وسیله از دست رفت وسایل دیگر منقطع است: انْ قُبِلَتْ قُبِلَ ما سِواها؛ وَ إنْ رُدَّتْ رُدَّ ما سِواها(20).
و ما آداب باطنیّه این سلوک روحانى را به مقدار میسور و مقتضى بیان مى‏کنیم، شاید یکى از اهل ایمان را نصیبى از آن اتّفاق افتد، و این خود شاید موجب رحمت الهى و توجّه غیبى شود نسبت به این بازمانده از طریق سعادت و انسانیّت و مغلول در زندان طبیعت و انانیّت. انّه ولىّ الْفضلِ و العنایة.
مقاله اولى‏ در آدابى که در تمام حالات نماز بلکه در تمام عبادات و مناسک ضرور است و در آن چند فصل است.
فصل اوّل‏

برای مطالعه ادامه به آدرس زیر مراجعه بفرمایید
http://akhlagh.net/akhlagh/index.php?option=com_wrapper&view=wrapper&Itemid=567

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
rel=nofollow