استقلال فرهنگی

هدف سایت استقلال فرهنگی هم افزایی در مهندسی فرهنگی جامعه

استقلال فرهنگی

هدف سایت استقلال فرهنگی هم افزایی در مهندسی فرهنگی جامعه

استقلال فرهنگی
امام خامنه ای:

من هم از مسائل فرهنگی نگرانم
و در این نگرانی نمایندگان محترم خبرگان
سهیم هستم.

دولت محترم باید به این موضوع توجه کند
و مسئولان فرهنگی نیز
باید توجه داشته باشند
که چه می کنند،

زیرا در مسائل فرهنگی
نمیتوان بی ملاحظه‌گی کرد.

مسئله فرهنگ مهم است

زیرا اساس ایستادگی
و حرکت نظام اسلامی،
مبتنی بر حفظ فرهنگ اسلامی و انقلابی
و تقویت جریان فرهنگی مؤمن و انقلابی است.

واقعاً همه باید قدر جوانان مؤمن و انقلابی را بدانند
زیرا همین جوانان هستند
که در روز خطر، سینه سپر می کنند.

کسانیکه به این جوانان با بدبینی نگاه می کنند
و تلاش دارند آنها را منزوی کنند،
به انقلاب و کشور خدمت نمی کنند.

البته این جوانان مؤمن و انقلابی
هیچگاه منزوی نخواهند شد.

مطالبی که گفته شد باید بصورت گفتمان
و باور عمومی درآید

که لازمه آن هم

تبیین منطقی و عالمانه این مسائل،

به دور از زیاده روی های گوناگون

و با زبان خوش است.

۱۳۹۲/۱۲/۱۵
leader.ir


---------------------


کانال استقلال فرهنگی
در سروش

http://sapp.ir/esteghlalefarhangi


و در تلگرام

https://telegram.me/culturalIndependence


وبسایت های متفاوت
کلمات کلیدی
آخرین نظرات شما


شهادت سید جمال الدین اسد آبادی

1

فدایی استقلال فرهنگی

-

و بیداری اسلامی


19-اسفند-1275   شمسی


مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما   در نگارش اول لوح فشرده ی نرم افزار روزشمار تاریخ خود، برای 19 اسفند مناسبت ارتحال برای فدایی استقلال فرهنگی و بیداری اسلامی،  سید جمال الدین اسد آبادی نام گذاری کرده است.

 

در نقد نام گذاری ها در روزشمار تاریخ مرکز پژوهشهای صدا و سیما، در سالروز شهادت امیر کبیر هم، تعریضی بر این نحوه ی نام گذاری آوردیم و اینک به بهانه ی ی نقد نمونه ای دیگر از این دست، اشاراتی به اهمیت حرکت سید جمال الدین اسد آبادی برای تغییر در سبک اندیشه که حاصل آن تغییر در سبک زندگی خواهد بود، می پردازیم.

 

در اینجا عین عنوان و متن مناسبت را برای شما میهمانان فرهیخته ی وبلاگ استقلال فرهنگی می آورم:

 

عنوان مناسبت:

رحلت "سیدجمال الدین اسدآبادی" اندیشمند و مبارز مسلمان (1275 ش)

-------------------------------------------------------

 

شرح مناسبت:

روحانی مجاهد، سیدجمال‏ الدین اسدآبادی در سال 1217ش  (1254ق) در اسدآباد همدان در خانواده‏ای روحانی چشم به جهان گشود. پس از فراگیری مقدمات در زادگاه خود، برای ادامه تحصیل به قزوین، تهران و نجف اشرف رفته و از محضر شیخ انصاری و ملاحسینقلی همدانی استفاده برد.

 

در سال 1232 ش به دستور شیخ انصاری عازم هند شد تا مردم آن دیار به ویژه مسلمانان را علیه استعمار انگلستان بسیج کند.

 

او در این راه متحمل رنج فراوان گردید و در راستای این هدف به کشورهای عثمانی، مصر، فرانسه، افغانستان، انگلستان، عراق و ایران سفر نمود.

 

از آنجا که سید، خود بنیانگذار اتحاد ملل اسلامی و وحدت شیعه و سنی بود، تعمداً ملیت خود را مخفی نگه می‏داشت.

 

وی با مسافرت‏های متعدد خود و با ایراد خطابه‏های پرشور، از مسلمانان می‏خواست با اتحاد و همبستگی، در برابر مفاسد و حاکمیت دست نشانده و استعماری اروپاییان ایستادگی کنند. در نتیجه، وی توسط دولت‏های سرسپرده به هند، پاریس و لندن تبعید شد.

 

همچنین سید در ایران به خواسته ناصرالدین شاه قاجار به دربار رفت ولی وقتی ناصرالدین شاه، سیدجمال را برای حکومت خود خطرناک دید، او را به مرز عثمانی تبعید کرد.

 

سید در آنجا بود که نامه بسیار مهم و آتشین خود را خطاب به مرجع تقلید وقت، میرزا محمد حسن شیرازی نوشت و ضمن افشای فساد دربار ناصرالدین شاه، مقدمات نهضت تحریم تنباکو را فراهم آورد.

 

در اواخر عمر به خواسته سلطان عبدالحمید عثمانی به استانبول رفت و پس از مدتی مورد سوءظن سلطان قرار گرفت.

پس از قتل ناصرالدین شاه توسط میرزا رضا کرمانی که از مریدان سیدجمال‏ الدین بود، فشار بر روی سید افزایش یافت و به زندان افتاد.

 

سرانجام سیدجمال‏الدین به دستور سلطان عثمانی مسموم گشت

و 19 اسفند 1275ش برابر با 5 شوال 1314 در 58 سالگی بدرود حیات گفت(به شهادت رسید). جنازه سید را در حالی که به جز چند نفر، کسی جرأت شرکت در تشییع را نداشت در قبرستانی در استانبول به خاک سپردند.

 

در سال 1324 ش سفیر وقت دولت افغانستان در ترکیه، دولت لاییک ترکیه را متقاعد کرد که قبر سید را نبش کند و سپس بقایای جسد او را در تابوتی قرار داده و به کابل بردند.

 

تشخیص دردهای اصلی و خمیر مایه‏های عقب ماندگی جوامع اسلامی و تاکید بر ضرورت درد زدایی و جهل ستیزی از طریق درمان صحیح و ارایه برنامه‏های اصلاحی و انقلابی، عمده‏ترین بخش‏های تفکر سیاسی و نهضت سریع الانتشار سید را تشکیل می‏داد.

 

سید بر اساس یک تحلیل کلی از اوضاع جهان اسلام و به منظور ریشه کن نمودن دردهای اصلی جامعه اسلامی، معتقد بود باید با شجاعت و شهامت به پا خواست و حرکت یکپارچه و آگاهانه‏ای را آغاز نمود.

 

در هر حال، او با نهضت عظیم خود، بیداری مشرق زمین را پایه‏گذاری کرد.

 

نهضت استقلال هند و انقلاب مشروطه ایران را می‏توان از آثار جنبش و اندیشه او دانست.

---------------------پایان روز شمار مربوط به سید جمال ------------------


وبلاگ استقلال فرهنگی عبارت (به شهادت رسید) را به متن فوق اضافه کرده است.

و برای آن دلایل متعددی می شود اقامه کرد که فعلا بماند تا فرصتی دیگر...

                                            
2

 

اینکه چرا شهید سید جمال الدین را همه از آن خود می دانند،

به سبک زندگی سید باز می گردد.


ایرانیِ اسدآبادی، افغانی، هندی یا مصری  بودن سید جمال

گویای ویژگیها و خصالی از سید است

که در دوران پر التهاب کنونی گمشده ی جهان اسلام است.

 

امروز جهان اسلام به سید جمال بیدارگر نیازمند است.

امروز جهان اسلام به سید جمال وحدت گرا نیازمند است.

امروز جهان اسلام به سید جمال اسلام گرا نیازمند است.

امروز جهان اسلام به سید جمال مدافع استقلال بلاد اسلامی

در مقابل استعمارگران و اشغالگران، نیازمند است.

امروز جهان اسلام به سید جمال اهل قلم و آگاه به زمان نیازمند است.

امروز جهان اسلام به سید جمال شجاع

در ابراز ایمان به شریعت اسلامی نیازمند است.

 

آری سید امروز نسخه ی نجات جامعه ی اسلامی متفرق  است.

آوای بیداری سید جمال همچنان در گوش امت اسلامی طنین انداز است.

 

کشف راز و رمز محبوبیت سید در میان امت اسلامی

و کشف راز و رمزتنفر از دیکتاتورهایی

نظیر تبعید کننده و قاتل شهید امیر کبیر، شاه ناصر  قجری

 و سلطان عثمانی حبس کننده و بالاخره قاتل سید

 

از وظایف محققین جوان امروز است.

 

یادمان باشد که بارها، امام سید علی حسینی خامنه ای

سفارش به مطالعه ی تحلیلی تاریخ 200 ساله ی اخیر کرده اند.

شاید با عمل به این سفارش،

 راز و رمز اهمیت شهید سید جمال الدین حسینی اسد آبادی هم کشف شود

 

انشاء الله تا به روز شدنی دیگر و مو شکافی اسرار  شهید سید جمال الدین،

شمارا به اندیشیدن و تحقیق و همفکری در هم افزایی فرهنگی دعوت می کنیم.

وبلاگ استقلال فرهنگی برای نظرات شما لحظه شماری می کند

و از ابراز نظرتان استقبال می کند

 

 

نظرات  (۴)

۱۵ فروردين ۹۲ ، ۱۷:۳۱ بیدارگر جهان اسلام
۱۵ فروردين ۹۲ ، ۱۷:۱۵ ﺗﺄثیر ﻗﺮﺁن ﺑﺮ اﻧﺪﻳﺸﻪ های ﺳﻴﺪ ﲨﺎل اﻟﺪﻳﻦ اﺳﺪ ﺁﺑﺎدی
۱۵ فروردين ۹۲ ، ۱۷:۱۳ سید ااز نگاه امام خمینی
سید جمال الدین در نگاه امام خمینی-علی معصومی (وزوایی )

به مناسبت سالروز شهادت سید جمال الدین اسدآبادی

درباره این موضوع که سید جمال الدین اسدآبادی , پایه گذار نهضت های اسلامی و سلسله جنبان نهضت های اصلاحی در تاریخ معاصر می باشد و جریان بیدارگری و روشنگری , با حرکت های او آغاز شد , تردیدی وجود ندارد. سیدجمال الدین اسدآبادی , هم فعالیت و تحرکات فراوانی انجام داد و هم دانشمندی بسیار توانا و انسانی بود که توانایی های چند جانبه داشت . با این حال , سید جمال الدین اسدآبادی هرگز نتوانست حاصل تلاش ها و ثمره توانایی هایش را ببیند و فعلیت یافتن اهداف و آرمان هایی را که داشت , مشاهده کند. از این نظر , وی را باید یکی از ناکام ترین مردان تاریخ معاصر جهان اسلام دانست , مردی که توانایی ها و کوشش ها و جنب و جوش هایی در جهت بیدارسازی امت اسلامی نظیر ندارد.

پیش از آن که به نتایج فعالیت های سید جمال الدین بپردازیم , به طور مختصر به جنبه هایی از توانایی ها و تلاش های وی اشاره می کنیم .

توانایی های سید جمال الدین اسدآبادی را میتوان اینگونه فهرست کرد : سید جمال الدین اسدآبادی آگاه به اوضاع زمان خود بود , دردهای جوامع اسلامی را به خوبی شناخته بود , بر نقش استعمارگران در انحطاط جوامع اسلامی آگاهی کامل داشت , بسیار پرتحرک و پر جنب و جوش بود , بسیار تیزهوش و روشن بین بود , در بیان و انتقال مفاهیم مورد نظر توانایی فوق العاده داشت , قدرت تاثیرگذاری اش بر مخاطبان , کم نظیر بود , در ایجاد ارتباط با محافل و کانون های مذهبی و غیرمذهبی, چیزی کم نداشت , غیر از قدرت بیان , از قدرت نوشتن نیز کاملا برخوردار بود , با انواع مکاتب مذهبی و سیاسی در غرب و شرق آشنایی داشت , دلیر وشجاع بود , در انواع علوم زمان خود تبحر داشت , از این که درباره اهداف و آرمان های خود جانبازی و تحرکات پرفراز و نشیب انجام بدهد , کم مانند بود وشور و حال فراوان داشت , در ایجاد کردن تشکل ها و مدیریت کانون های مختلف ماهر بود , با سران و بزرگان زمان خود در شرق و غرب آشنایی و مراوده داشت , درجه پشتکار و استقامت و بردباری اش کم نظیر بود , بر زبان های فارسی و عربی و ترکی و انگلیسی و روسی و فرانسوی و… تسلط داشت و به همین دلیل به هر سرزمینی که می رفت , به خوبی با مردم و بزرگان آن سرزمین می توانست ارتباط برقرار نماید , خواست ها و اهدافش را با صراحت مطرح می کرد همچنان که مفاسد دولت ها و جوامع اسلامی و معایب ها کانون های تاثیرگذار در میان جوامع اسلامی را نیز با روشنی و بدون هراس طرح می نمود , نگاه نافذ و سیمایی ابهت آمیز داشت و….

اینها سرفصل برخی ویژگی ها و توانایی های سیدجمال الدین اسدآبادی است که به منظور جلوگیری از طولانی شدن مطلب , از توضیح و تشریح آنها خودداری می کنیم و به سراغ فهرست فعالیت ها و تلاش های این بیدارگر بزرگ میرویم . سید جمال , حدود چهل سال در راه اسلام و در جهت بیدار کردن جوامع اسلامی مبارزه کرد , به افغانستان , هندوستان , مصر , روسیه , انگلیس , آلمان , عراق , عربستان , فرانسه , ترکیه و سایر سرزمین های تحت فرمانروایی امپراتوری عثمانی سفر کرد و در شهرهای ایران نیز به گشت و گذار پرداخت , با استبداد و بی تحرکی قاجاریه در ایران مبارزه کرد , با استبداد و بی تحرکی سلاطین عثمانی ستیز نمود , با استعمارگران غربی (به ویژه انگلیس ) به شدت مبارزه کرد , سخنرانی های مکرر و شورانگیز در سراسر جوامع مسلمان ایراد نمود , راه اندازی و انتشار نشریه ضیا الخافقین , راه اندازی و انتشار مجله عروه الوثقی , نگارش و نشر مقالات و رسالات و بیانیه های فراوان , مبارزه با استعمار و استبداد در افغانستان و هندوستان و مصر و عثمانی و اروپا , ایجاد تشکل های مختلف برای مبارزه با استعمار و استبداد , تلاش برای ایجاد اختلاف بین استعمارگران به منظور کاستن از فشار استعمارگران بر جهان اسلام , تلاش برای توجه دادن مسلمانان به قرآن و اسلام اصیل و…

سید جمال الدین اسدآبادی چهل سال در عرصه ای به وسعت همه جهان اسلام (و حتی در سراسر جهان ) به تلاش و تکاپو پرداخت , ولی از این همه تلاش و توانایی خود , نتیجه ای در جهت تغییر دادن حکومت های فاسد و ایجاد دگرگونی وانقلاب سیاسی , به دست نیاورد. البته سید جمال الدین اسدآبادی در حوزه روشنگری و بیدار ساختن امت اسلامی توفیق خوبی به دست آورد و همین موضوع سرآغاز جنبش ها و تحرکاتی در جهان اسلام گردید. یقینا هر کس زندگی پرتکاپو و سراسر حادثه و ماجرای سید جمال الدین اسدآبادی را مطالعه کند , این پرسش برای او مطرح می شود که چرا سیدجمال الدین اسدآبادی در زمینه تغییر حکومت ها و برپا کردن انقلاب سیاسی نتیجه خوبی از تلاش ها و توانایی هایش نگرفت و نتوانست در سطح جهان اسلام انقلاب بزرگی برای رهایی مسلمانان به وجود آورد , و حداقل این که چرا سیدجمال الدین اسدآبادی با آن همه توانایی ها و تلاش هایش , حتی در یکی از کشورهای اسلامی نتوانست تغییرات بنیادی وانقلابی ایجاد نماید. امام خمینی (ره ) به این پرسش , پاسخ جالب و حکیمانه ای داده و چنین فرموده است :

جمال الدین , مرد لایقی بوده است , لکن نقاط ضعفی هم داشته است , و چون پایگاه ملی و مذهبی در بین مردم نداشته , از آن جهت زحمات او با همه کوشش ها , به نتیجه نرسید , و دلیل بر این که پایگاه مذهبی نداشته است , این که چون شاه وقت (ناصرالدین شاه ) او را گرفت و با وضع فجیع , تبعید کرد , عکس العملی (از سوی مردم ) نشان داده نشد , و زحمات او , چون این پایگاه را فاقد بود , به نتیجه نرسید (صحیفه امام , جلد ۵ , ص ۲۹۰ )

البته گمان نرود منظور امام خمینی این است که سیدجمال الدین اسدآبادی , مذهبی نبوده و به جناح دینداران تعلق نداشته است , بلکه منظور این است که سید جمال الدین اسدآبادی در میان جوامع اسلامی آن نفوذ عام و گسترده نداشته که بتواند توده مردم را به حرکت درآورد. مذهبی بودن با موضوع پایگاه مذهبی در میان مردم داشتن , فرق دارد. سید جمال الدین اسدآبادی فردی شدیدا مذهبی و عالم دینی بود و به شدت نیز در راه اهداف اسلامی تلاش می کرد , ولی نفوذ کلام او مثل میرزای شیرازی نبود که بتواند با یک فتوای چند کلمه ای , انقلاب بزرگی به پا کند و استبداد داخلی و استعمار خارجی را شکست بدهد.

مساله پایگاه مذهبی داشتن که امام خمینی به آن اشاره می فرماید , در تاریخ ایران بسیار مهم و اساسی است و کلید فهم پیروزی جنبش ها و انقلابات تاریخ معاصر ایران نیز در همین موضوع نهفته است . اگر به تاریخ معاصر ایران نگاه گذرا بیفکنیم , مشاهده خواهیم کرد علاوه بر جنبش ها و انقلاباتی که به مرحله پیروزی رسیده اند , حرکت هایی نیز بوده اند که بسیار تلاش شده است تا این حرکت ها , توسعه یافته و به جنبش و انقلاب تبدیل شوند , ولی این حرکت ها اگر هم چندین دهه وقت و امکانات مادی و فرهنگی و سیاسی و انسانی و… صرف آن ها شده است , و اگر هم از خارج به آن ها کمک شده است , ولی هرگز از مرز حرکت گروهی و محفلی فراتر نرفته اند و چون در میان مردم گسترش عمومی نیافته اند , حامیان و فعالان چنین حرکت هایی نتوانسته اند روند مورد نظر خود را به جنبش و نهضت وانقلاب تبدیل کنند. چنانچه دقت نماییم , این موضوع را در می یابیم که همه حرکت هایی که نتوانسته اند به مرحله جنبش و انقلاب برسند و همچنین همه حرکت ها و جنبش هایی که پیش از مرحله پیروزی , خاموش و نابود شده اند , آن حرکت ها و جنبش هایی بوده اند که گرداننده و یا گردانندگان آن ها پایگاه مذهبی در میان جامعه ایران نداشته اند. حتی آن جنبش ها و انقلابهائی که بعد از پیروز شدن , در مرحله استمرار , نتوانسته اند گردانندگانی را که پایگاه مذهبی داشته اند , حفظ نمایند , به سرعت شکست یافته اند. بنابراین , در تمام طول تاریخ معاصر ایران , همه حرکت هایی که به جنبش و انقلاب تبدیل شده و به پیروزی رسیده اند , به طور قطع , گرداننده یا گردانندگانی با پایگاه قوی مذهبی داشته اند و تا زمانی هم که جنبش ها و انقلاب های پیروز , توانسته اند این ویژگی را حفظ کنند , پا بر جا بوده و دوام یافته اند.

اگر انقلاب اسلامی برخلاف همه جنبش ها و انقلاب های تاریخ معاصر ایران , توانسته است بیش از ۲۶ سال از دوره پس از پیروزی را با اقتدار کامل طی کند و هر روز نیز در سطح جهان شناخته شده تر و گسترده تر شود , به این دلیل است که بعد از پیروزی و تا به امروز , گردانندگان اصلی آن از پایگاه مذهبی بسیار قوی برخوردار بوده اند. در جامعه ایران , داشتن پایگاه مذهبی به مفهوم داشتن پایگاه وسیع ملی و مردمی نیز می باشد. در نتیجه , هنگامی که گروهی و یا کسی از پایگاه مذهبی برخوردار می شود , به این معنی است که حمایت عموم مردم را با خود به همراه دارد. چون داشتن پایگاه مذهبی با حمایت عموم مردم همراه است , از هر عامل دیگری بهتر و بیشتر می تواند انسجام و وحدت جامعه را حفظ نماید , یعنی همان چیزی که در تمام طول تاریخ انقلاب اسلامی عینیت یافته و سبب شده است نظام اسلامی در میان انبوهی از دشمنان بزرگ و کوچک , به صورت حیرت انگیزی به بالندگی خود استمرار بخشد , یقینا تا زمانی هم که انقلاب و نظام اسلامی از چنین ویژگی مهمی برخوردار است , هیچ دشمنی در توطئه چینی و دشمنی با انقلاب و نظام اسلامی موفق نخواهد شد.
دست نیافتن سید جمال الدین اسدآبادی به پایگاه قوی مذهبی , علل و عوامل متعددی دارد. گذشته از آن که دشمنانش در زمینه مذکور ضربه مهلکی بر وی زدند , خود سید جمال الدین نیز کوتاهی عمده ای در این باره داشت . اول این که وی گمان می کرد اگر چهره ظاهری و باطنی خود را در ابهام نگه دارد و کسی به شیعه یا سنی بودن او و همچنین به عرب یا ایرانی یا افغانی بودن او پی نبرد , بهتر می تواند در میان جوامع اسلامی که گرفتار تعصبات فرقه ای بودند , تبلیغ و روشنگری نماید و در هیچ جا (از هندوستان تا اسلامبول و مصر) با حساسیت منفی مواجه نخواهد شد. به همین دلیل بود که سیدجمالی الدین به اقتضای مکان و سرزمینی که در آن به سرمی برد , خود را طوری می نمایاند که کسی گمان مخالفی درباره اش ننماید. مثلا در سرزمین های سنی نشین , طوری رفتار می کرد که برای ساکنان آن سرزمین ها مشکل بود متوجه شیعه بودن وی بشوند. در سرزمین های شیعه نشین نیز طبیعتا همان چهره اصلی و مذهب اصلی خودش , یعنی شیعه بودن را نشان می داد. از نظر سیمای ظاهری نیز همین گونه رفتار می کرد. به همین دلیل , در ایران لباس روحانیان را می پوشید , در مناطق عرب نشین لباس عربی بر تن می کرد. در پایتخت عثمانی سعی می کرد جامه ای که در آن جا رواج داشت بر تن نماید , در افغانستان لباس افغانی به تن می کرد و …

البته اتخاذ چنین روش هایی از سوی سید جمال الدین اسدآبادی , برخلاف گمان او نه تنها زمینه را برای پیشبرد اهداف سید جمال الدین فراهم نکرد , بلکه سبب شد به او تهمت های مختلف بزنند و در هر جا او را متهم به چیزی بنمایند. به همین دلیل بود که مثلا در خود ایران , وی را به نامسلمانی , بابی گری , سنی گری و حتی به عامل روس و انگلیس بودن و فراماسون بودن و… متهم کردند و زمینه حمایت عمومی را از وی سلب نمودند. در چنین فضایی بود که به دستور ناصرالدین شاه, سیدجمال الدین اسدآبادی را که در حرم حضرت عبدالعظیم متحصن شده بود , به زور و با بدترین وضع و در حالی که نیمه عریان بود , به یابوی لخت و عریانی سوار کردند تا از ایران خارج نمایند. در این هنگام , میرزا رضای کرمانی که از پیروان سید جمال الدین اسدآبادی بود , هر چه فریاد کرد و مردم را به کمک طلبید , کسی گوش به سخنانش نداد. بدین ترتیب , میزان جایگاه مذهبی سید جمال الدین اسدآبادی مشخص شد.

دومین عاملی که بروز آن از سوی سید جمال الدین اسد آبادی , سبب شد وی نتواند پایگاه قوی مذهبی به دست آورد این بود که گمان می کرد اگر از طریق سلاطین , فرمانروایان و بزرگان سیاسی جهان اسلام اقدام به اصلاح گری , روشنگری و بسیج جهان اسلام علیه غرب و… بنماید , سریع تر می تواند به اهداف بلند دینی و سیاسی خود برسد و مسلمانان را به تکاپو و بستر رشد و ترقی و اتحاد بیندازد. به همین دلیل بود که وی پیوسته در میان درباریان و فرمانروایان و سلاطین ایران عثمانی , افغانستان , مصر , هندوستان و… سیر می کرد تا آن ها را به حرکت وادارد. البته این روش سید جمال الدین اسد آبادی نیز نه تنها ثمری نداد بلکه خود وی را نیز به پشیمانی و تجدید نظر واداشت . وی در این زمینه می گوید : چه خوش بود بذرهای بارور و مفید خود را در زمین شوره زار سلطنت های فاسد نمی افشاندم . هر چه در این زمین کویر غرس نمودم , فاسد گردید. در این مدت هیچ یک از تکالیف خیرخواهانه من به گوش سلاطین مشرق فرونرفت , همه را شهوت و جهالت مانع از قبول گشت . امیدواری هایم به ایرانم بود ولی اجر زحماتم را به فراش غصب حواله کردند…

بنابر آنچه گفته شد و بنابر واقعیت های زندگی و مبارزات سید جمال الدین , وی به طور کلی دو هدف را تعقیب می کرد. هدف اول سید جمال الدین , بیدارگری و روشنگری بود. وی می خواست جهان اسلام را از خوابی که قرن ها به آن گرفتار شده بود , بیدار کند و همه مسلمانان را به تکاپو وا دارد. سید جمال الدین در این هدف , کاملا موفق شد نهضت بیدارگری را در جهان اسلام پدید آورد , نهضتی که از طریق خود سیدجمال الدین و شاگردان و پیروانش , به سرعت سراسر جهان اسلام را فرا گرفت و تغییرات گسترده ای در حوزه اندیشه و رفتار سیاسی و اجتماعی و مذهبی مسلمانان به وجود آورد. دومین هدف سید جمال الدین اسد آبادی , ایجاد تغییرات بنیادی و پدید آوردن انقلاب در کشورهای مسلمان نشین بود. وی می خواست از طریق انقلاب , حکومت های وابسته و بی رمق کشورهای اسلامی را ساقط نماید و دولت هایی پرتکاپو , استعمار ستیز و پایبند به اصول مکتب اسلام به وجود آورد. گرچه سید جمال الدین اسد آبادی در این هدف نیز موفقیت هایی به دست آورد , ولی به همان دلایل که اشاره شد , و همچنین به این دلیل که نهضت بیدارگری تازه آغاز شده بود و اوضاع و شرایط روزگار نیز مناسب نبود , سید جمال الدین نتوانست حاصل کار خود را در دوره حیاتش ببیند و شاهد انقلاب بنیادین در کشورهای مسلمان نشین باشد.

سید جمال الدین اسد آبادی به طور کلی دو هدف را تعقیب می کرد. هدف اول سید جمال الدین , بیدارگری و روشنگری بود. وی می خواست جهان اسلام را از خوابی که قرن ها به آن گرفتار شده بود , بیدار کند و همه مسلمانان را به تکاپو وادارد. سید جمال الدین در این هدف , کاملا موفق شد و نهضت بیدارگری را در جهان اسلام پدید آورد , نهضتی که از طریق خود سید جمال الدین و شاگردان و پیروانش , به سرعت سراسر جهان اسلام را فرا گرفت و تغییرات گسترده ای در حوزه اندیشه و رفتار سیاسی و اجتماعی و مذهبی مسلمانان به وجود آورد. دومین هدف سید جمال الدین اسد آبادی , ایجاد تغییرات بنیادی و پدید آوردن انقلاب در کشورهای مسلمان نشین بود. وی می خواست از طریق انقلاب , حکومت های وابسته و بی رمق کشورهای اسلامی را ساقط نماید و دولت هایی پرتکاپو , استعمار ستیز و پایبند به اصول مکتب اسلام به وجود آورد.

امام خمینی : جمال الدین , مرد لایقی بوده است , لکن نقاط ضعفی هم داشته است , و چون پایگاه ملی و مذهبی در بین مردم نداشته , از آن جهت زحمات او با همه کوشش ها , به نتیجه نرسید , و دلیل بر این که پایگاه مذهبی نداشته است , این که چون شاه وقت (ناصرالدین شاه ) او را گرفت و با وضع فجیع , تبعید کرد , عکس العملی (از سوی مردم ) نشان داده نشد , و زحمات او , چون این پایگاه را فاقد بود , به نتیجه نرسید. همه حرکت هایی که در تاریخ معاصر ایران نتوانسته اند به مرحله جنبش و انقلاب برسند و همچنین همه حرکت ها و جنبش هایی که پیش از مرحله پیروزی , خاموش و نابود شده اند , آن حرکت ها و جنبش هایی بوده اند که گرداننده و یا گردانندگان آن ها پایگاه مذهبی در میان جامعه ایران نداشته اند. حتی آن جنبش ها و انقلابهائی که بعد از پیروز شدن , در مرحله استمرار , نتوانسته اند گردانندگانی را که پایگاه مذهبی داشته اند , حفظ نمایند , به سرعت شکست یافته اند.


http://www.khatteemam.ir/fa/?p=1514

۱۵ فروردين ۹۲ ، ۱۷:۰۸ سید جمال الدین شهید
نامه تاریخی سید جمال به میرزای شیرازی

سید جمال الدین اسدآبادی از روحانیون روشنفکر معاصر می باشد. ایشان در سن 16سالگی حکم اجتهاد خود را از شیخ انصاری دریافت نمود واز ان پس عمر خود را در بلاد مختلف جهان گذراند. افرادی همانند ملکه ویکتوریا،تزار روسیه وپروفسور ارنست رنان از دیدار با ایشان اظهار افتخار نموده اند. نامه ذیل نشان دهنده جسارت و عمق دیدگاه سیاسی ایشان به مسائل روز و اینده جهان اسلام می باشد. ...

حق را بگویم، من دوست داشتم این نامه را اگر چه به نامه شخص خاصی عنوان شده است به همه علما تقدیم کنم، چون علما و دانشمندان در هر نقطه ای طلوع نموده و به هر نحوی که رشد کرده و هر کجا یافت شوند جانی هستند که در پیکر دین محمد صلی الله علیه و آله و سلم دمیده شده است، این نامه در خواست عاجزانه ملت اسلام است که به پیشگاه زمامداران عظیم الشان خود – یعنی همان نفوس پاکیزه ای که زمام ملت را در کف گرفته اند تقدیم می دارد. پیشوای دین با پرتوی درخشان انوار ائمه! پایه تخت دیانت! زبان گویای شریعت! جناب حاج میرزا حسن شیرازی- خدا قلمرو اسلام را به او محفوظ بدارد و نقشه شوم کفار را به واسطه وجود او به هم زند- خدا نیابت امام زمان را به تو اختصاص داده و از میان طایفه شیعیان تو را برگزیده و زمام ملت را از طریق ریاست دینی و باطنی به دستت داده و حفظ حقوق ملت را به تو واگذارده و بر طرف ساختن شک و شبهه را از دل های مردم جزء وظایف تو قرار داده، چون تو وارث پیغمبرانی، سر دسته کارهایی را به دستت سپرده که سعادت این جهان و رستگاری آن جهان بدان وابسته است.

خدا کرسی ریاست تو را در دل ها و خردهای مردم نصب کرده تا به وسیله آن ستون عدل محکم شود راه راست، روشن گردد و در مقابل این بزرگی که به تو ارزانی داشته، حفظ دین و مدافعه از جهان اسلام را نیز در عهده ات نهاده است. تا آنجا که به روش پیشینیان به فیض شهادت نائل شوی. ملت اسلام، شهری و بیابانی، دارا و ندار، به این عظمت خدایی اقرار نموده و در مقابل این بزرگی زانو به زمین زده، سرتعظیم خم می کند. ملت اسلام در هر پیش آمدی به تو متوجه شده و در هر مصیبتی چشمش را به تو دوخته، سعادت و خوشبختی، رستگاری و رهایی خود را در دست تو می داند، آرزوهایش به تو بسته است و آرامشش توئی. باین حال اگر برای مدتی اندک ملت را به حال خود گذاشته و به آنها توجه نداشته باشی، افکارشان پریشان می شود و دلهایشان از بیم به لرزه در می آید و پایه ایمانشان سست می گردد. چرا؟

چون توده نادان در معتقدات خود جز استقامت و ثبات قدمی که طبقه دانا در عقایدش نشان می دهد دلیلی ندارد، هرگاه نهی از منکر کوتاهی نمایند توده عامی دچار تردید و بدگمانی شده و هر کسی از دین بیرون رفته و به عقاید اولیه خود برمی گردد و از راه راست منحرف می شود. پس از این مقدمات متذکر می شوم که ملت ایران به همه مشکلات سخت که دامن گیرش گشته، مشکلاتی که به حقوق مسلمانان دست بیاندازند و با این حال تو را ساکت می بینند، با مسئولیت بزرگی که در عهده داری، اما بیاری آنها بر نمی خیزی؟ (ملت) از خود بیگانه شده و ... و نمی داند چه کند... در وادی پهناور خیالات گوناگون متحیر مانده چنان دچار یأس و نومیدی شده و چنان راه چاره به رویش بسته است که نزدیک است گمراهی را بر رستگاری ترجیح دهد و از شاهراه سعادت منحرف شده اسیر هوا و هوس گردد. ایرانیان همگی مات و مبهوت مانده از هم می پرسند چرا حضرت حجه الاسلام در مقابل این حوادث سکوت نموده؟ کدام پیش آمد ایشان را از یاری دین بازداشته، چرا از انجام وظیفه پهلو تهی می کنند؟

چه شده که دین و اهل دین را از نظر انداخته و آنها را زیر دست کفار رها نموده تا هر طور که دلخواهشان هست با آنها بازی کنند و به هر چه می خواهند فرمان دهند. برخی مردم سست عقیده درباره شما نیز بدگمان شده، خیال می کنند هر چه به آنها گفته اند دروغ بوده، و دین، افسانه های به هم آمیخته و دام گسترده ایست که مردم دانا به وسیله آن مردم نادان را صید می کنند. چرا؟ چون آنها می بینند و همین است همه مردم در برابر تو تسلیم اند، همه فرمان برادارت هستند امر تو در جامعه مسلمانان نافذ است، اگر بخواهی، می توانی با یک کلمه – کلمه ای که از دل مرد حقیقت بیرون آمده و برسینه اهل حقیقت می نشیند – افراد پراکنده را جمع کنی و با متفق ساختن آنها دشمن خدا و دشمن مسلمانان را بترسانی و شر کفار را از سرشان برطرف نمایی، این رنج و مشقتی را که دامنگیرشان شده است از آنها دورکنی، از این زندگانی سخت نجاتشان داده، به زندگی گوارا و دلپذیری نائل سازی، تا دین در نظر اهل دین بزرگ و ارجمند جلوه نموده و اسلام با داشتن چنین پیشوایی در دیده ملت محبوب گشته و مقام شامخی داشته باشد.

حق را باید گفت، تو رئیس فرقه شیعه هستی، تو مثل جان در تن همه مسلمانان دمیده ای، هیچکس جز در پناه تو نمی تواند برای نجات ملت برخیزد و آنها نیز به غیر از تو اطمینان ندارند. اگر برای گرفتن حق قیام کنی، همه به پشتیبانی تو برخاسته، آن گاه افتخار و سر بلندی نصیبشان خواهد شد، ولی اگر بجای خود بنشینی مسلمانان هم متوقف شده و زیردست می شوند، ممکن است وقتی کار به این صورت بماند و مسلمانان رئیس خود را خاموش دیده و ببینند وی آنها را چون گلی بدون شبان و حیوان بی سرپرست رها کرده این خاموشی را برای خود عذری پنداردند، به خصوص وقتی که مشاهده می کنند که رئیس مذهب در یک اقدامی که همه مسلمانان آن را واجب دانسته و خطر حتمی در پذیرشش می دانند، سستی می نماید، حفظ دینی که آوازه آن تا دورترین نقاط رفته و نام نیکش به گوش همه رسیده  چه کسی برای این کار سزاوارتر از مردی است که خدا در قرن چهاردهم از میان همه او را انتخاب کرده و برهان دین و حجت بر مردان قرار داده. پیشوای بزرگ! پادشاه ایران سست عنصر و بدسیرت گشته، مشاعرش ضعیف شده، بدرفتاری را پیش گرفته، خودش از اداره کشور و حفظ منافع عمومی عاجز است، لذا زمام کار را بدست مرد پلید بدکردار پستی داده که در مجمع عمومی به پیغمبران بد می گوید، به مردم پرهیزکار تهمت می زند، به سادات بزرگوار توهین می نماید، با وعاظ مثل مردم پست رفتار می کند، از اروپا برگشته، پرده شرم را پاره کرده و خوی سری را پیش گرفته، بی پرده باده گساری می نماید، با کفار دوستی می ورزد، با مردم نیکوکار دشمنی می کند، این کارهای خصوصی اوست.

اما آنچه به زیان مسلمانان انجام داده این است که قسمت عمده کشور و درآمد آن را به دشمنان فروخته که به تفصیل عبارت است از:

1- کانالها و راههایی که به کانالها منتهی می شود و همچنین خطوطی که از معادن به نقاط مهم کشور متصل است.
2- کاروانسراهایی که در اطراف خطوط شوسه بنا می شود (در تمام کشور) به انضمام مزارع و باغستانهایی که در اطراف این راهها واقع است.
3- راه از اهواز تا تهران آنچه از ساختمانها و مسافرخانه ها و باغستانها و مزارع در اطراف آن واقع است.
4- تنباکو و آنچه لازمه این محصول است (از مراکز کشتزارها، خانه¬هانگاهبانان و متصدیان حمل و نقل و فروشندهها هر کجا واقع شده و هر جا ساخته شود.)
5- جمع آوری انگور به منظور ساختن شراب و هر چه از دکان و کارخانه لازم دارد در تمام کشور.
6- صابون، شمع و شکر و کارخانه هایی که لازم آنهاست.
7- بانک (چه می دانی بانک چیست؟) بانک عبارت از این است که زمام ملت را یک جا به دست دشمنان اسلام داده و مسلمانان را بنده آنها نموده و سلطنت و آقایی کفار را بر آنها بپذیرند. آن وقت این خائن احمق برای اینکه ملت را راضی نماید، دلیل پوچی برای کردار زشت خود اقامه کرده و می گوید اینها معاهده موقتی است که مدتش از صد سال تجاوز نخواهد کرد. چه برهانی برای رسوائی خیانتکاران از این بهتر. نصف دیگر مملکت را هم به عنوان حق السکوت به دولت روسیه داده – اکر ساکت شود – آنها هم عبارت است از: مرداب رشت و راه انزلی تا خراسان و آنچه از خانه ها و مسافرخانه ها و باغستانها تابع این راه است، ولی دولت روسیه به دماغش خورده و این هدیه را نپذیرفته، او در صدد است اگر این معاهده ای که به تسلیم کشور منتهی می شود به هم نخورد. روسیه در واقع خراسان را مستعمره خود کرده و بر آذربایجان و مازندران نیز دست می اندازد. این اولین نتیجه ای است که به ریاست این احمق مترتب می شود. خلاصه این مرد تبه کار، کشور ایران را این طور به مزایده گذاشته و خانه های محمد صلی ا... علیه و آله و سلم و ممالک اسلامی را به اجنبی می فروشد. ولی از پست فطرتی و فرومایگی که دارد به قیمتی کم و وجه اندک حاضر به فروش می شود،...

تو ای پیشوای دین اگر به کمک ملت برنخیزی و آنها را جمع نکنی و کشور را با قدرت خود از چنگ این گناهکار بیرون نیاوری، طولی نخواهد کشید که مملکت اسلامی زیر اقتدار بیگانگان در می آید آن وقت است که هر چه می خواهند می کنند و هر حکمی دلشان خواست می دهند. اگر این فرصت از دست برود و این معاهده ها در حیات تو صورت بگیرد در صفحه روزگار و صفحات تاریخ نام نیکی نخواهی داشت، تو می دانی علمای ایران هم سینه هایشان تنگ شده و منتظر شنیدن یک کلمه از تو هستند، کلمه ای که سعات و نجاتشان در آن می باشد، چطور جایز است کسی خدا این قدرت را به او داده کشور و ملت را به این حال بگذارد؟ باز به نام یک نفر مطلع به حجة الاسلام می گویم: دولت عثمانی هم از قیام تو خوشحال شده و در مبارزه با این تبه کار به تو کمک خواهد کرد زیرا دولت عثمانی مید اندمداخله فرنگیان در نقاط ایران و نفوذشان در ای کشور به زیان کشور او نیز خواهد بود از طرفی وزراء، فرماندهان ایرانی هم با این نهضت موافق بوده و خوشحال اند، زیرا طبعاً آنها نیز از این مقاولاتی که جدیداً بناست صورت بگیرد ناراضی هستند، با نهضت تو فرصتی خواهند یافت که این مقاوله ها را بر هم بزنند. علماء اگر چه از فشار این مرد احمق خائن به شدت انتقاد کرده اند ولی طوری نیست که بتوانند در یک آن مقاصد خود را یکی کنند، چون اینها از حیث مایه علمی و ریاست و وجهه بین مردم در یک درجه هستند، حاضر نمی¬شوند بعضی با بعض دیگر پیوسته و با هم هم آهنگ شوند، تا یک اتحاد حقیقی و قدرت اجتماعی که بتواند دفع ضرر دشمن را نموده و کشور را حفظ نماید ایجاد گردد. هر کس به محور خودش می چرخد و به تنهایی مبارزه می کنند این تشتت آراء علت اصلی عدم قدرت بر مقاومت و موجب پیشرفت کارهای نامشروع می باشد.

ولی تو نظر به توانایی و نفوذ کلمه ای که داری در همه آنها مؤثر خواهی بود، دلهای پراکنده آنها را متحد خواهی کرد، این اختلاف کلمه را از میان بر میداری و به واسطه تو قدرتهای اندک، جمع خواهند شد یک کلمه تو سبب ایجاد وحدتی می شود که این بلاهای محیط بر کشور را بر طرف سازد و دین اسلام را حفظ نموده و جامعه دینی را نگاه دارد پس همه با تواند و تو نزد خدا ومردم مسؤول خواهی بود. باز می گوئم علماء و پرهیزکاران در نتیجه دفاع منفردی که از دین نمودند از این مرد سرکش سختی هایی کشیدند که در تاریخ نظیر ندارد چون می خواستند بلاد مسلمین را از شر اجانب حفظ کنندهر گونه تحقیر و رسوایی را متحمل شدند. مسلماً پیشوای مذهب از رفتار زشتی که جاسوسان کفر و یاران مشرکین با دانشمند پرهیزکار واعظ حاجی ملافیض ا... در بندی نمودند مطلع است و قریباً هم از بد رفتاری که نسبت به دانشمند مجتهد و نیکوکار حاجی علی اکبر شیرازی مرتکب شده اند، مطلع می شوی، همچنین از کتک حبس و کشتار پیشوایان ملت آگاه خواهی شد که از جمله آنها جوان پاکدامن میزامحمد رضای کرمانی است و این مرد خارج از دین (منظور ناصر الدین شاه است) او را در زندان تا پای مرگ برد، و از جمله آنها فاضل ارجمند حاجی سیاحی و میرزا فروعی و میرزا محمد علیخان و فاضل قانونگذار اعتماد السلطنه می باشد. اما فجایعی که این پست فطرت نسبت به خودم مرتکب شده طوری است که جگرهای اهل ایمان را پاره ساخته و دلهایشان را قطعه قطعه می کند و حتی موجب وحشت کفار بت پرست خواهد شد، این مرد پست فطرت موقعی که من با حالت بیماری در حضرت عبد العظیم پناهنده بودم دستور زندانی نمودنم را داد، از حضرت عبدالعظیم تا تهران مرا روی برف (با اهانتی که مافوق آن متصور نیست) حرکت دادند- البته اینها پس از غارت اموالم بود.انا لله و انا الیه راجعون- از تهران هم باز یک دسته از کوچک ابدال های دربار، مرا سوار اسبهای راهوار (شدند) من بیمار را در زمستان سخت با این حال تا خانقین حرکت دادند و از... والی درخواست کردند مرا به بصره تبعید نماید، زیرا می دانست اکر مرا در عراق ازاد و به خود بگذارد نزد تو رئیس مذهب خواهم آمد و گزارش او و اوضاع کشور را به تو گفته و بدبختی هایی را که این مرد زندیق برای ملت ایران آماده کرده شرح خواهم داد. باز از جمله کارهایی که کرد و بر پست فطرتی و دنائت خود افزود، اینکه برای فرو نشاندن هیجان احساسات عمومی، من و هواخواهانم را که فقط از روی غیرت دینی – بقدر توانایی – در مقام دفاع از کشور و حقوق مردم برآمده بودیم به طایفه بابی ها نسبت داد. همچنان زبان بریده ابتدا شهرت داد که من ختنه نشده ام، وا اسلاما! این توانایی چیست؟

این سستی برای چه؟ چگونه ممکن است دزد بی سر و پا و فرمایه ای مسلمین و کشور اسلام را با اندک بهایی بفروشد و به دانشمندان و سادات اعتنایی نکند و به فرزندان مرتضی (ع) بهتان به این بزرگی ببنددد و یکدست قوی نباشد تا برای تسکین خاطر مؤمنین این ریشه گندیده را کنده و انتقام ال پیغمبر را بگیرد. چون از شما دور هستم مفصلاً شکایت نمی کنم، چون مجتهد و عالم بزرگ حاج سید علی اکبر، عازم بصره بوده به من گفت نامه ای به رئیس مذهب بنویسیم و این مفاسد را متذکر شوم. من هم گفته او را پذیرفتم و این نامه را می نویسم و می دانم خدا بد ست تو گشایش خواهد داد. والسلام علیکم و رحمه ا... برکاته.

جمال الدین حسینی.



http://www.imamhadi.com/

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
rel=nofollow